|
بنـــام
خـدا
گاهنامه ریشه - سال پنجم،
شماره ششم، بهمن 83
جهت مشاهده يکی از
موضوعات زير روی آن کليک بفرماييد
بم، اميد، آينده
حقوق بشر
ساختار خانواده و تكوين شخصيت
بم، اميد، آينده
يك سال از وقوع
حادثه زلزله دلخراش 5 ديماه سال1382 شهرستان بم گذشت.
انجمن "حمايت و ياري
آسيب ديدگان اجتماعي" (احياء ارزشها) از روزهاي نخست با حضور در منطقه و تشكيل ستاد
احياء با همكاري چند سازمان غيردولتي ديگر به ارائه خدمات توانبخشي، حرفهآموزي
معلولين، ايتام، زنان سرپرست خانوار و هم چنين حمايت از خانوادههايي كه كودكان
يتيم را در جمع خود پذيرفتهاند و... در راهي گام گذاشت كه بدون كمك و همياري
نيكوكاران، دولت، بخش خصوصي وديگر سازمانهاي غيردولتي ميسر نميگرديد. اين تجربه
سخت و با ارزش بيش از پيش لزوم استمرار خدمات و سرويسدهي همه ارگانها به
وپژه دستان پرتوان نهادهاي
مردمي (NGOs ) را در شرايط مشابه آشكار ساخت. لذا در صورت ادامه كمكها و
حمايتهاي مردمي همچنان به راه خود ادامه خواهيم داد.
اينك از شما دعوت
مينماييم تا در سالروز وقوع اين حادثه در كنار مردم داغديده بم گردهم آييم و به
ياد گذشتگان، بازماندگان حادثه را با تشويق بر ايستادن بر پاي خويش مورد حمايت و
پشتيباني قراردهيم.
زمان: پنجم ديماه
1383 از ساعت 9 الي 17
مكان: بم، خيابان
فردوسي، بنبست وليعصر، پلاك 114 ، ستاد احياء ارزشها
قابل ذكر است، مراسم
ويژهاي از ساعت10 الي 30/11 جهت تجليل از نيكوكاران و اهداء جوائز به كارآموزان
رتبه اول فني و حرفهاي، برگزار ميگردد.
مطلب فوق
دعوتنامهاي است كه در سالروز زلزله بم براي مدعوين فرستاده شده است. و اما در
جلسه چه گذشت؟ اين جلسه با حضور مسئولين محترم ارگانهاي مختلف استان از جمله:
مشاور استاندار كرمان، مشاور فرماندار بم، مشاور فرماندهي و مسئول بانوان نيروي
انتظامي استان كرمان، مسئول كميته امور بانوان و جوانان و مدير عامل كانون فرهنگي
اجتماعي بانوان استان كرمان و همچنين معاون امور توانبخشي، معاون امور اجتماعي،
مسئول مشاركتهاي مردمي سازمان بهزيستي شهرستان بم، تعدادي از شركتهاي خانه و
مدرسهسازي، سازمانهاي غيردولتي فعال، افراد معتمد شهرستان بم و عدهاي از
كارآموزان و خانوادههاي آنان و ميهماناني از تهران تشكيل گرديد.
مدير عامل انجمن ضمن
خيرمقدم به تمامي مسئولين، افراد خير، سازمانهاي دولتي، غيردولتي اعم از داخلي و
بينالمللي و كشورهاي خارجي كه ستاد احياء را در رسيدن به اهدافش ياري نمودند تشكر
و قدرداني كرد.
وي گفت كشورهايي كه
با ناسازگاريهاي طبيعي و انسان ساخت درگير هستند، اغلب با جمعيت بسياري از افراد
معلول، بيوههاي بازمانده از زلزله يا جنگ به همراه كودكانشان و گروه كثيري از
كودكان يتيم و ... روبرو هستند. بخشي از اين عده محصول اتفاقات طبيعي و بخش اعظم آن
محصول عدم تدبير در برنامهريزيهاي قبل از مواجهه با بحران است.
برنامهريزي بحران
در كشورهايي كه همواره با فجايع و بلايايي متفاوت مواجه هستند نياز به سيستمهايي
دارد تا براي اتفاقات غيرمترقبه آماده باشند. اين سيستمها عبارتند از آموزش
اجتماعي هدفدار، آگاهي همگاني در باب بروز فجايع، عمليات ضروري، انبارهاي غذا و
سوخت، تجهيزات، لوازم و پرسنل تعليم ديده و ... بخشي از عملياتي هستند كه در
آمادهسازي براي مقابله با بحران و رخدادهاي آن بايد در دستور كار برنامهريزان
قرار گيرد. همچنين استفاده از سازمانها و تشكيلات محلي و مردمي كه دستيابي مجدد
خدمات اساسي و ضروري را با سادگي بيشتري امكانپذير خواهد كرد. به همين دليل به
وزارت كشور پيشنهاد شده است كه علاوه بر تشكيلات دولتي روزآمد، اجازه دهند يك
سازمان غيردولتي كارآمد و مجهز براي امدادرساني در شرايط بحران تشكيل گردد. به اميد
آنكه مورد قبول قرار گيرد. در ادامه وي به تجربه كسب شده در اين يكسال و همچنين به
فرصتها و چالشهاي فراروي سازمانهاي غيردولتي ايران در شرايط بحران اشاره كرد.
تعدادي از ميهمانها اعم از دولتي يا غيردولتي نيز سخناني ايراد كردند و در انتها
ضمن اعطاي مدارك مهارت فني و حرفهاي كارآموزان رشتههاي كامپيوتر و خياطي، به
افراد رتبه اول دو عدد كامپيوتر (يك پسر و يك دختر) و يك عدد چرخ خياطي اهداء
گرديد.
حقوق بشر
روز 10 دسامبر 2004
مطابق با 20 آذر سالروز جهاني حقوق بشر بهانهاي براي دوباره انديشيدن به مقام و
كرامت انساني است.
از آنجا كه شناسايي
حيثيت ذاتي كليه اعضاي خانواده بشري با در نظر گرفتن تمام تفاوتهاي جغرافيايي،
فرهنگي و بومي، اساس آزادي و عدالت و صلح را در جهان تشكيل ميدهد و از طرف ديگر
انسان امروز وارد دوره و عصر جديدي شده است كه در كنار همه تهديدها و فرصتهاي
جديدش، بايدها و نبايدهاي اطراف خود خيلي بيشتر از پيشينيان با بحران شناخت خود و
حقوق خود روبروست.
در دنياي مجازياي
كه به جاي فرد مينشيند، فكر ميكند و تصميم ميگيرد و اين انسان به رغم حضور در
دنياي بازتر و دموكراتيكتري كه در آن قرار دارد، بيش از گذشته حقوق خود را پايمال
شده ميبيند، زيرا در عصر او خشونت گفتماني به عنوان كريهترين شكل خشونت وجود
دارد.
ويژگيهاي مشخص در
چنين جوامعي به شرح ذيل است:
ـ امپرياليزم گفتمان
مسلط: بازتوليد و توليد اطلاعات به مثابه كالا صورت ميگيرد و هويت آن را مورد
تأثير قرار ميدهد. جامعه جهاني داراي هنجارهايي است كه شرط پذيرفته شدن جوامع
كوچكتر در آن پذيرش اين هنجارها است، يعني از بين رفتن فرهنگهاي بومي و محلي.
ـ فنآوري: فنآوري
كه ديكتاتور مآب است و چهارچوبي را پاس نميدارد. در كنار اين فنآوري يك سلطه نرم
در حركت است، اين سلطه انسانها را با اعمال قدرت، عامل خود ميكند و خود به صورت
عامل عمل ميكند، در فضاي فكري انسانها مينشيند و انسانها را در راهي كه خود
ميخواهد، پيش ميبرد و چون چهره ناشناخته و نرم دارد، چندان اعتراضها را به خود
جلب نميكند.
ـ دموكراتهاي
ديكتاتور: اين دموكراتها با لبخندي كه بر لب دارند، بسيار عميقتر از گذشته
انسانها را تحت سلطه قرار ميدهند.
ـ اعمال قدرت توسط
قدرتهاي مختلف، از ماكرو تا ميكرو: ما در تمام حوزهها با اين پديده مواجه هستيم،
در تمام حوزهها اين قدرت به انسان اعمال ميشود و تماميت انساني را مورد خدشه قرار
ميدهد. انسانها همواره در مورد عواملي كه امنيت ملي را تهديد ميكند، عكسالعمل
نشان ميدهند ولي امنيت هستي وجودي كه به آرامي مانند موريانه خورده ميشود، كمتر
مورد توجه قرار ميگيرد. در اين شرايط گفتن، شنيدن و نوشتن انسانها تابعي از
گفتمان مسلط ميشود. قدرت شناسايي از انسان جدا و زشت و زيبا بر او تحميل ميگردد.
در واقع شكل، اصل قرار گرفته و محتوا از بين ميرود.
در اين فضا
كرامت انساني زير سئوال ميرود و ديگر نميتوان از تماميت فردي سخن گفت. چه در اشل
فردي، چه خانوادگي، چه ملي و يا ....
اين فضا در
درون انسان شكاف ايجاد كرده، او را دگرگون ميكند و انسانها نسبت به هم بيگانه
ميشوند. طبيعي است كه در اين فضا حقوق ايجادي و اعطايي، جاي حقوق طبيعي و ذاتي را
ميگيرد. عدهاي خاص حقوقي را براي عدهاي كوچك، تعيين كرده و آن را به تمام افراد
دنيا تعميم ميدهند.
در چنين فضايي
چه ميتوان كرد؟ چطور ميتوان به حقوق بشر انديشيد؟
بايد در نظر
داشت كه اگرچه اصل حقوق بشر ثابت است، اما شرايط خاص منطقهاي و فرهنگي تأثير بسيار
زيادي در گزارههاي حقوقي ميگذارد. حقوق بشر، فرآيند پايان يافتهاي نيست. زيرا
ساختار حقوق بشر، فرهنگهاي بشري و مشكلاتي هستند كه جوامع بشر هر روز بيش از
روزهاي پيش و متفاوت، با آن رويارو ميباشند. حقوق بشر متن بستهاي نيست، بايد
كارآمدي داشته باشد و شرايط انسانها بايد آن را تغيير دهد. پس بايد در نظر بگيريم
كه در جغرافياي بشري به اين متن بينديشيم و براي رسيدن به يك اجماع كامل از وارد
شدن به يك حوزه فرهنگي خاص اجتناب كنيم.
خلاصه سخنراني دكتر تاجيك
22 آذر روز جهاني حقوق بشر
محل: انجمن دفاع از قربانيان خشونت
ساختار خانواده و تكوين شخصيت:
خانواده در طول
تاريخ، با طي دگرگونيهايي به شكل امروز خود رسيده است. اين دگرگونيها تحت تأثير
شرايط تغييرات اجتماعي بوده است. بنابراين براي بهبود شرايط زندگي خانواده امروز
نبايد و نميتوان به الگوهاي گذشته خانواده اميد بست حتي اگر آن الگوها در زمان خود
بهترين بوده باشد. به همين دليل شناخت تحولات اجتماعي و فرايند تغييرات در شكلگيري
خانواده و روابط حاكم بر آن در ارائه الگوهاي مناسب با نياز روز كمك خواهد كرد.
خانواده گروه كوچكي
است متشكل از زن، مرد، فرزند يا فرزندان، عضو خانواده بودن يعني در نوعي شبكه عاطفي
سهيم شدن، به گروه اجتماعي تعلق داشتن، تاريخ مشترك داشتن و به محيط زندگي خاصي
عادت كردن.
از نظر "فيركانت"،
خانواده را ميتوان به عنوان گروه اوليه كه مقدم بر ساير گروههاست مطرح نمود. زيرا
اولين طبيعت انساني ـ اجتماعي در آن شكل ميگيرد و در مقابل كل جامعه و يا ساير
قلمروهاي اجتماعي داراي حيطه جداگانه، مستقل و خودمختار است. خانواده به عنوان
قلمرو زندگي خصوصي تلقي ميگردد و دو وظيفه مهم ايجاد صميميت و اجتماعي كردن نسل
آينده، جزء اصليترين وظايف آن است. خانواده اولين محيطي است كه شخصيت فرد را شكل
ميدهد و اين محيط خود در محيط گستردهتري تحت عنوان اجتماع جاي ميگيرد. بنابراين
به شدت از محيط اجتماعي تأثير ميپذيرد. اين تأثير پذيري ميتواند در خانوادههاي
مختلف، داراي منشأهاي متفاوت باشد.
"اعزازي" با اشاره
به نظريات "اگ برن" و "تي بيتز" شش كاركرد اساسي براي خانواده مطرح مينمايد:
توليد مثل، محافظت،
اجتماعي كردن، تنظيم روابط جنسي، عاطفه، همراهي و پايگاه اجتماعي، جامعه شناسان
ديگري بر ويژگيهاي ديگري چون محافظت رواني، كاهش و يا از ميان بردن تنشها و
گذراندن اوقات فراغت نيز تاكيد مينمايند. اصطلاح خانواده به قرون گذشته و دوران
پيش از سرمايهداري باز ميگردد ولي انواع و تغييراتي كه در آن اتفاق افتاده تقسيم
بنديهايي را به وجود آورده است. مانند خانواده سنتي يا گسترده و خانواده هستهاي
و امروزه نيز با پديده خانواده تك سرپرست، مادرخواندگي و... مواجه هستيم.
عقلگرايي در روابط
اجتماعي و نياز به آزادي، بر محدوده زندگي شخصي نيز تأثير گذاشته است. بدين ترتيب
با دگرگوني جامعه، هم روابط خانوادگي و هم كاركردهاي آن دگرگون و جابجا شده و به
بيان ديگر كاهش يافتهاند. با وجود انتقاداتي كه بر كاهش كاركرد خانواده ميشود،
اما جامعهشناسان هنوز براي آن اهميت بالايي قائلند و خانواده را به عنوان نماينده
ساختار اجتماعي و مؤثر بر شخصيت فرد مورد بررسي و توجه قرار ميدهند. آنان معتقدند
تربيت كودكان با توجه به نياز زمان و تربيت بر محور انسان، انسان كنشگري كه قادر به
غلبه بر شرايط زمان باشد، تربيت انساني مستقل و آزادانديش همچنان بر عهده خانواده
است. بسياري از جامعهشناسان آنومي اجتماعي را نشانههايي از دوران گذرا ميدانند
كه مهمترين چالشهاي جوامع در حال توسعه است. در چنين جوامعي، كاهش اعتماد عمومي
در جامعه، افزايش جرم و جنايت، ناهنجاريها و نابساماني اجتماعي، بيقانوني، كاهش
سرمايه اجتماعي، بيتفاوتي انسانها نسبت به يكديگر و ... (كه در جامعه ايران به
وضوح قابل مشاهده است) رشد قابل توجهي دارد.
امروزه آسيبشناسان
اجتماعي، اهميت خاصي براي عوامل اجتماعي قائل هستند. آنها معتقدند براي به فعل
درآمدن استعدادهاي بالقوه، عوامل اجتماعي بايد وارد عمل شوند تا مجموع عوامل دروني
و محيطي براي بروز جرم مهيا گردد. بنابراين شخصيت بزهكار و آسيبزا محصول كاركردهاي
زيستي ـ اجتماعي است به همين دليل آسيبشناسان معتقدند كه هيچ پديدهاي به خودي خود
اتفاق نميافتد.
بنابراين نتيجه
ميگيريم براي سالمسازي خانواده ابتدا بايد از محيط اجتماعي سالمي برخوردار شد.
زيرا تربيت نسل كنشگر و با شخصيت تكوينيافته در گرو تربيت در خانوادهاي است كه
جامعه حداقلهاي مورد انتظار آن را تحقق بخشيده باشد. لذا ايجاد محيطي صميمي و
واقعي در خانواده نياز به بسترهاي مناسب اجتماعي دارد. "البته بايد ميان شاخصهاي
خانواده ايدهآل و خانواده واقعي تفاوت قائل شد". به همين دليل از مطرح شدن
شاخصهاي ناهنجاري درون خانوادهها نبايد هراسي به خود راه داد، بلكه با
برنامهريزي صحيح و جسارت ميتوان سيستمي را طراحي نمود كه به بازسازي خانواده به
عنوان اصليترين نهاد جامعهپذير كردن افراد اقدام كرد، در اين فرايند ميدان عمل
افراد بزهكار تحت كنترل قرار خواهد گرفت و مشكلات جامعه قابل كاهش و سپس تصحيح
خواهد شد. طبيعتا چنين برنامهريزياي نياز به ديدگاهي نو و جسارت در عمل با توجه
به تحولات و پديدههاي جديد اجتماعي دارد. بنابراين ميتوان نتيجه گرفت كه فرايند
تغييرات بايد در ساختارهاي دروني جامعه همچون مدرسه، خانواده و رسانهها كه
نهادهاي متولي توليد شخصيت هستند اتفاق افتد. به اميد آن روز
رئيس
هيأت مديره انجمن احياء
فاطمه فرهنگخواه
|