صفحه اصلي English
 

 

جهت مشاهده يکی از موضوعات زير روی آن کليک بفرماييد:

 

روز جهانی ایدز – اول دسامبر مقارن با 10 آذر 85
يادي از بنيانگذار حرفه مددکاري اجتماعي در ايران

دختران فراري

بيماري هاي مقاربتي هشداري براي جامعه معضلي که با انکار نياز جنسي شدت مي گيرد

پيام دبير کل سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهاني ايدز اول دسامبر2006- دهم آذرماه 1385

از نخل هاي هميشه زنده بم، تا مشارکت اجتماعي، فرهنگي بهره مندان

همت نیکوکاران و حل مشکل ایاب و ذهاب مددجویان ستاد احیاء در شهر بم

 

روز جهانی ایدز – اول دسامبر مقارن با 10 آذر 85

ستاد مبازه با مواد مخدر، ریاست جمهوری

ستاد مبازه با مواد مخدر، ریاست جمهوری

به مناسبت روزجهاني ايدز روز چهارشنبه 8/9/85 در يک حرکت سمبليک گروهي متشکل ازدوN.G.O (انجمن حمايت و ياري آسيب ديدگان اجتماعي وموسسه زندگي مثبت ايرانيان) و ياراني داوطلب از جامعه مبتلايان بهHIV ايدزبه منظور سپاس وقدرداني با اهداء گل نزددولت مرداني رفتندکه هر يک به گونه اي درراه پيشگيري ودرمان ويروسHIV ايدزگام هايي برداشته اند.
اولين اداره دولتي که پرسنل آن گل دريافت کردند، اداره کل مبارزه با بيماري هاي وزارت بهداشت بود. رئيس آن اداره (دکتر محمد مهدي گويا) بيان داشت که،"براي حل مشکل ايدز بايد واقع بينانه به قضيه نگاه کرد. ايدز، معلول چندين پديده اجتماعي مختلف است، که وقتي در کنار هم قرار مي گيرند، شخص را مستعد ابتلا مي کنند. فقر، بيکاري و اعتياد از مسائل جدي کشور است و در اين شرايط ممکن است به دشواري بتوانيم با ايدز مقابله کنيم".
وي مي افزايد: "در بسياري از کشورهاي خاور ميانه آمار مبتلايان به اين بيماري کتمان مي شود.در حالي که بايد متذکر شد که ديگر با پنهان کاري، نمي توان مشکل را حل کرد". اميررضا مرادي، مدير موسسه زندگي مثبت ايرانيان، که خود از افراد مبتلا به HIV ايدز است و يکي از شاکيان پرونده هموفيلي ها مي باشد و با تزريق خون آلوده به اين بيماري مبتلا شده، مي گويد: " در پنج سال قبل بايد براي دريافت دارو به هلال احمر مراجعه مي کرديم و با هزينه هاي سرسام آور سفارش دارو مي داديم، اما حالا شرايط تغيير کرده. در آن زمان کمتر کسي حاضر بود خدمتي به بيماران ايدز ارائه کند".
دکتر صداقت، رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت است، دومين مقام مسئولي بود که شاخه هاي گل را از اعضاي اين گروه دريافت مي کند. خسرو منصوريان، مديرعامل انجمن حمايت و ياري آسيب ديدگان انتظار بيشتر خود را از توجه و عنايت بدنه کارشناسي بخش هاي دولتي ابراز داشت و اظهار اميدواري کرد که هرچه زودتر به شناخت مشترک دست يابيم. دکتر صداقت از تاکيد دولت براي حضور سازمان هاي غيردولتي در برنامه استراتژيک کنترل ايدز خبر مي دهد و مي گويد: "بخش غيردولتي، در زمينه مبارزه با ايدز بهتر و ارزان تر از بخش دولتي عمل مي کنند و مانند ما دولتي ها، مشکل ورود به جمعيت هاي آسيب پذير را ندارند".
دکتر مويدعلويان، معاون سلامت وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکي شخصي است که پس از دريافت گل به گرمي پذيراي گروه مي شود و با حمايت از عملکرد سازمان هاي غيردولتي فعال در اين حوزه مي گويد: بايد در دانشگاه هاي علوم پزشکي، هسته هاي دانشجويي براي امر آموزش و اطلاع رساني در زمينه ايدز فعال شود. از سوي ديگر بايد N.G.Oها تقويت شوند تا از کليه ظرفيت هاي موجود در کشور براي فعاليت در امر اطلاع رساني استفاده شود. بايد اين نکته را هم در نظر بگيرد که ديکته نانوشته، غلط ندارد. نبايد از فعاليت N.G.Oها جلوگيري کرد بلکه بايد به آنان اجازه فعاليت داد و در صورت اشتباه به آنان تذکر داده شود.
 

بيمارستان امام خميني و مرکز تحقيقات آن بيمارستان که يکي از نهادهاي فعال در کلان شهرتهران است به ويژه در رابطه با حضور فعال و پر ارزش خانم دکتر مينومحرز،سومين مکاني بودکه گروه براي اهداء گل به آنجا رفت ونکته جالب آنکه پرسنل بخش مربوطه باصميميت بسيارزيادي ازبيمارانی که براي دادن گل به آن ها همراه گروه بودندپذيرايي کردند.
کلينيک مثلثي غرب تهران مکان بعدی بود که گروه در آنجا حضور پيدا کرد و فضاي ويژه آنجا را با محبت و اهداء گل و خسته نباشيد براي لحظاتي شادمانه و پر سرور کرد.
بعضي از اعضاء گروه که مبتلا به HIV ايدز بودند دارو دريافت کردند و به ياد خاطرات گذشته خود در اين کلينيک افتادند ولي با دلي آرام به رسالت خود (اطلاع رساني در موردHIV ايدز) افتخار مي کردند.

 

نوبت به ستاد مبارزه با مواد مخدر ، رياست جمهوري مي رسد، به لحاظ شرايط ويژه حاکم بر اين نهاد، مي بايد هماهنگي هايي صورت بگيرد تا اجازه ورودمان به ساختمان ستاد داده شود.بعد از اتمام انتظار، اعضاء موفق مي شوند آقاي رهگذر رئيس امور بين الملل اين ستادرا ببينند.
آقاي منصوريان بعد از تشريح برخي سختي هاي ارتباط مردم با مسئولين دولتی مي گويد:"ما در راستاي مبارزه با آسيب هاي اجتماعي و احساس کم رنگ بودن رويکردهاي اجتماع محورو همواره تلاش کرديم بتوانيم نگاه اجتماعي را به جای نگاه انتظامي و امنيتي در بخش آموزش و درماني تقويت کنيم". آقاي رهگذر با تائيد سخنان حاضران مي گويد:"يکي از مشکلات عمده جامعه ما اين است که اطلاع رساني درست و به موقع صورت نمي گيرد"، وي مي افزايد: " نه تنها تصميم داريم که با کمک N.G.Oها، تنفر از مواد مخدر را در کشور افزايش دهيم، بلکه در بخش درمان نيز به صورت جدي فعاليت کنيم و در اين راه از هيچ کوششي فروگذار نخواهيم کرد. بايد با عزيزان مبتلا به ايدز نيز تعامل و ارتباط تنگاتنگي داشته باشيم تا گوشه اي از آلامشان کاهش يابد و نبايد با بي توجهي به اين افراد و مسائل و مشکلاتشان باعث رشد اين بيماري در کشور شويم.

 

سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور

اينک پرسنل سازمان زندان ها و اقدامات تاميني و تربيتي کشور گلباران مي شوند، دکتر افشار، معاون سلامت، اصلاح و تربيت سازمان زندان ها با خوشرويي به همه خوش آمد مي گويد. آقاي منصوريان و مرادي از زحمات دکتر افشار که به رغم مقاومت هاي موجود براي ارتقاي وضعيت بهداشتي زندانها و خدمات رسانی به معتادان تزريقي آن هم در محيطي انتظامي وامنيتي که جنبه تنبيهي دارد، زحمات زيادي متقبل شده، تشکر مي کنند. دکتر افشار مي گويد:"بيماران مبتلا بهHIV ايدز در طول دهه گذشته فرازو نشيب هاي زيادي راپشت سرگذاشتند ولي خوشبختانه شيب اين تغيير مثبت بوده است".
در منزل هفتم، اعضاء گروه، مديران و اعضاي تلاشگر UNAIDS را گلباران مي کنند، در دفتر دکتر ستايش، يکي از مبتلايان بهHIV ايدز از روزهاي حضور خود در يکي از کارگاه هاي آموزشي ايدز UNAIDS مي گويد و از آرامش دکتر ستايش که با اطمينان به آينده اي بهتر، همواره اعضاي گروه را تشويق مي کرده، سخن مي گويد.


در پايان وزارت کشور پذيراي گل هاي سرخ و چهره هاي گشاده گروه است. آقاي منصوريان در جمعي از پرسنل وزرات کشور مي گويد: "ما اعتقاد داريم که نه ما مي توانيم بدون کمک و نظارت و هماهنگي شما دولتي ها (به طور اعم) کاري را که مطلوب مردم و به ويژه منطبق با قانون باشد را انجام دهيم و نه شما مي توانيد بسياري از کارها را بدون اينکه پذيراي خدمات داوطلبانه N.G.O ها باشيد، انجام دهيد. به اميد دسترسي به روزهايي که بتوانيم دست در دست يکديگر به آرمان هاي مشترک دولت و ملت نزديک شويم. با شاخه هاي گل آمده ايم و به شما خسته نباشيد مي گوئيم. به اميد آن روز که با همکاري هرچه بيشتر، دولت و مردم، ويروس ايدز در جامعه ما نيز به مهار دانش، عشق، عقل، ايمان و ... درآيد. اين برنامه از ساعت 8 صبح الی 7 بعدازظهر به طول انجاميد.


سعادت جامعه بمراتب مهمتر از سعادت فرد است. افلاطون


 

يادي از بنيانگذار حرفه مددکاري اجتماعي در ايران


با توجه به فعاليت هاي آموزشي، پژوهشي، مشاوره و خدمات اجتماعي نزديک به سه دهه خانم ستاره فرمانفرماييان در ايران (1357-1336)، از وي به عنوان بنيان گذار رشته مددکاري اجتماعي در ايران بايد نام برد.
خانم ستاره فرمانفرماييان از ميان يک خانواده نخبه سياسي و اقتصادي که دراوضاع و احوال سياسي اواخر قاجار بسيار تاثير گذار بود، بپا خاست و به رغم سنت هاي خانواده، با تحمل مشکلات فراوان براي تحصيل به آمريکا سفر کرد. در آنجا ابتدا او مي خواست در رشته جامعه شناسي و يا روانشناسي تحصيل کند اما مباحث نظري و صرفا روشنفکرانه، او را که به شدت روحيه عمل گرا و مشتاق خدمت بهبود وضعيت زندگي انسان هاي آزرده، ستم ديده و نيازمند بود، اقناع نمي کرد وسرانجام در رشته مددکاري اجتماعي که هم رويکرد علمي به مسائل اجتماعي داشت و هم با اقدام اجتماعي Social Action درصدد حل معضلات زندگي اجتماعي افراد جامعه به خصوص نيازمندان است، او را به تحصيل در اين رشته کشاند. در دوران کارورزي هاي مددکاري اجتماعي، در ميان فقيرترين اقشار جامعه آمريکا، يعني سياه پوستان و يا مهاجرين آمريکاي لاتين که شديدا درگير مشکلات ناشي از نابرابري هاي اجتماع و ... بودند، با اشتياقي وافر با خانواده هاي آن ها کار مي کرد. بعد از پايان تحصيل و اخذ درجه فوق ليسانس (کارشناسي ارشد) از دانشگاه معتبر کاليفرنيا، به رغم اينکه مي توانست در آنجا بماند و در دانشگاه به تدريس و تحقيق بپردازد و يا درنهادهاي تخصصي و اجرايي خدمات اجتماعي فعاليت نمايد، اما به خاطر علاقه به وطن و مردمانش به کشور بازگشت. از همان اوان ورود به کشور(سال هاي 1335-1334) با فعاليت هاي پيگيرانه در راه شناساندن اين رشته و نقش تعيين کننده مددکاران اجتماعي، در حل مشکلات اجتماعي جامعه در حال گذار ايران، به رغم وجود موانع و تنگناهايي سخت کوشيد. سرانجام در پايان سال 1336 در جوار ساختمان وزارت
کار و امور اجتماعي توانست با حداقل امکانات آموزشگاه عالي خدمات اجتماعي را تاسيس کند. نويسنده اين سطور به عنوان يک کارشناس جوان سازمان برنامه، شاهد بودم که با چه جديت و تلاش مداومي درجهت فراهم کردن موجبات بهره گرفتن از امکانات عمراني و کمک هاي بين المللي در جهت توسعه آموزشگاه عالي مددکاري اجتماعي فعاليت مي کرد. بي جهت نبود که فقط چند سالي بعد از تاسيس دانشکده، کارشناسان و اساتيدي که از سازمان ملل متحد و کشورهاي پيشرفته براي آموزش و رايزني و پژوهش به ايران مي آمدند، از امکانات مطلوب آموزشي، پژوهشي و کارورزي و از همه مهمتر نظم و ترتيب و شيوه هاي مديريتي دانشکده در يک کشور در حال توسعه به حيرت مي افتادند. ايشان در دو دهه کار و فعاليت حرفه اي، هيچگاه لحظه اي در راه توسعه آموزش و پرورش رشته مددکاري اجتماعي و اقدام هاي تاثيرگذار در زمينه گسترش خدمات اجتماعي و اجراي طرح هاي رفاه اجتماعي و پژوهش هاي آسيب شناسي اجتماعي دريغ نکرد.

با کوشش فراوان خانم فرمانفرماييان، برجسته ترين اساتيد دانشگاه تهران و مديران و کارشناسان متخصص سازمان برنامه و سازمان هاي مرتبط در دانشکده همکاري مي کردند. در دهه پنجاه چند طرح بزرگ پژوهشي با کمک هاي مالي سازمان برنامه در خصوص بررسي مسائل اجتماعي جامعه ايران مانند طرح پژوهش روسپي گري و طرح پژوهش مسائل و مشکلات کارگران و طرح پژوهشي و اجرايي رفاه خانواده و تنظيم خانواده و غيره و طرح پژوهش مسائل اجتماعي جامعه محروم شهرها(حاشيه نشينان) با بهره گرفتن از گروه محققان ارشد و آمارشناسان دانشکده و دانشجويان مددکاري اجتماعي به اجرا درآمد و از نتايج اين تحقيقات در برنامه ريزي هاي رفاه اجتماعي برنامه چهارم و برنامه پنجم عمراني قبل از انقلاب به خوبي استفاده شد. در دهه پنجاه دانشکده خدمات اجتماعي، يکي از کانون هاي نخبگان و دانشوارن علوم اجتماعي و تحقيقات آسيب شناسي اجتماعي ايران شده بود. دانشکده علاوه بر فعاليت هاي آموزشي و پژوهشي، در راه اندازي و اداره طرح هاي رفاه خانواده و مراکز رفاه مناطق محروم شهري گام هاي موثرتري برداشت.
خانم فرمانفرماييان به رغم لياقت و توانايي هاي حرفه اي و مديريتي، هرگز شغلي جز معلمي و مديريت دانشکده خدمات اجتماعي،را نپذيرفت. چندبار معاونت وزارت کار و امور اجتماعي و وزارت رفاه اجتماعي به او پيشنهاد شد و او بي درنگ از پذيرش آن سمت هاي پرطمطراق سياسي و اداري به علت علاقه به کار در دانشکده خدمات اجتماعي سرباز زد. به شهادت همه کساني که از نزديک ايشان را مي شناسند، دانشکده خدمات اجتماعي، کانون عشق و الفت و زندگي اش بود و تمام کوشش هاي پيگيرش در راه رشد و تعالي رشته مددکاري اجتماعي و تاثيرگذاري در مراجع تصميم گيري و اجراي طرح هاي توسعه اجتماعي در حل مشکلات گوناگون جامعه در حال گذار و تغيير ايران بود.
خانم فرمانفرماييان در رشته مددکاري اجتماعي، خدمات اجتماعي و رفاه اجتماعي خبره و در عين حال پژوهشگر، مشاور و دارای مديريتي قوي و تاثيرگذار بود. هم اکنون تربيت يافتگان او در سراسر جهان و در داخل کشور منشاء خدمات ارزنده حرفه اي هستند و نام ايشان با نام دانشکده خدمات اجتماعي به عنوان يکي از کانون هاي معتبر تربيت مددکاران اجتماعي در جهان حرفه اي از شهرت والايي در سراسر جهان و سازمان هاي بين المللي برخوردار است."يادش گرامي باد و بر عمر پربرکت اش افزون باد".
به نقل از فصلنامه علمي- پژوهشي مددکاري اجتماعي- دوره پنجم – شماره3


اي همه مردم، درين جهان به چه کاريد؟
عمرگران مايه را چگونه گزاريد؟
هرچه به عالم بود اگربه کف آريد.
هيچ نداريد، اگر عشق نداريد.
واي شما، دل به عشق اگر نسپاريد.
گربه ثريا رسيد، هيچ نيارزيد.
عشق بورزيد.
دوست بداريد.
فریدون مشیری


 

دختران فراري


ما مقصريم
او مي خواست ياد بگيرد که چطور گام بردارد، از کدام راه برود. اما تو سکوت کردي و من پشت به او کردم و رفت تا ديگران راه هاي ديگري به او ياد بدهند، که چگونه گام بردارد و به کجا برود. او مي خواست شاد باشد ازجنس شادي هاي ما اما به خاطر اينکه همرنگ ما نبود، تو از او دريغ کردي و من چشمهايم را بستم و ناديده اش گرفتم وديگران به او شادي هاي توهم زا آموختند.
او مي خواست که برايش حرف بزني تا صميميت را بياموزد، اما تو رفتي و من هم او را تنها گذاشتم. او ماند با يک دنيا سئوال. به اين ترتيب ديگران فرصت را مغتنم شمردند تا او را ببرند و صميميتي از جنس خودشان به او ياد بدهند. او رفت تا امروز کسي نداند که به کجا رفت، چرا رفت و چگونه تا اين حد سريع به پرتگاه زندگي نزديک شد. آري اگر آن روز من و تو دست هايش را مي گرفتيم و پا به پاي خويش مي برديم ، از زلالي آب ، از شادي هاي زيباي خود مي گفتيم اوامروز کنار ما و همرنگ ما بود، جرم او فقط اين بود که همرنگ ما نبود. ما خواستيم با فرياد او را متوقف کنيم، اما او به آرامش، نگاه محبت آميز و به يک سنگ صبور نياز داشت. او دست هايش را دراز کرده بود تا کمکش کنيم اما من و تو دست هايش را رها کرديم و اودست هايش را به ديگران سپرد تا او را ببرند و به هرجايي که مي خواهند ببرند.
تعريف دختر فراري
اين واژه به دختراني اطلاق مي گردد که به هردليلي خانه و خانواده را ترک کرده و به محيط هاي ديگري چون خيابان، پارک، باند و ... روي مي آورند.
عوامل زمينه ساز فرار دختران از خانه
محيط نامساعد و تشنج آفرين خانواده، طلاق و اعتياد والدين بخصوص پدر، ارتباط با دوستان ناباب، روابط کنترل نشده خانواده ها با يکديگر، اختلاف والدين و فرزندان، کنترل و سختگيري افراطي و غيرمنطقي والدين، مشکلات حاد اقتصادي، احساس ناامني درخانه، اختلالات شخصيت و روابط عاشقانه، ترس از رسوايي پس ازتجاوز جنسي، مخالفت والدين با ازدواج دختران با شخص مورد نظر يا آزارناپدري و يا نامادري، آزارهاي جسمي و جنسي از سوي نزديکان بويژه محارم و ... را مي توان از جمله مهمترين عوامل زمينه ساز فرار دختران از خانه برشمرد.
وضعيت کلي دختران فراري
دختران فراري معمولأ در گروه سني 14 تا 25 سال قرار دارند. موقعيت سني اين افراد نشان دهنده ي ميزان آسيب پذيري، احتمال بزهکاري، بزه ديدگي و يا قربانی شدن در برابر سوء استفاده هاي جنسي مختلف و ديگر سوء استفاده ها مي باشد. دراين مرحله اهميت مداخله سريع همه جانبه خانواده ومسئولين ذيربط بسيار حائز اهميت است. بايد توجه داشت که خطر فقط خانواده هاي طبقات پايين ازنظراقتصادي و اجتماعي را تهديد نمي کند، بلکه بنابر تحقيقات درصد قابل توجهی از دختران فراري، متعلق به خانواده هاي مرفه و متوسط به بالا هستند.
مخاطراتي که پس از فرار ، دختران جوان بي پناه و آسيب پذير را تهديد مي کند معمولاً عبارتنداز:
1. گرفتار شدن در دام شبکه هاي قاچاق دختران و زنان جوان:
قاچاقچيان ، ايادي خودرا درمناطقي مانند پارک ها، مقابل مدارس راهنمايي ودبيرستان ها و اماکن عمومي مي گمارند تا با پرسه زدن دراين اماکن و شناسايي دختراني که ازمنازل خود فرار کرده اند، آنها را با وعده هااي، به دام اندازند. گاهي فرار، پس از طرح دوستي و آشنايي از سوي دلالان شبکه هاي قاچاق و دادن وعده هاي مختلف چون خروج آسان ازکشور و درآمد خوب و زندگي بهتر، اتفاق مي افتد.
2. تجاوز،اجبار و تحميل:
معمولا دختران فراري که آسيب پذير نيز هستند، گرفتار مشکل تجاوز، اجبار و تحميل مي شوند. قاچاقچيان، دختران جواني را که به هر انگيزه از خانه خود گريخته اند، وسيله درآمد خود قرار ميدهند. آنها را به برقراري ارتباط جنسي و انجام کارهاي خلاف مجبور مي کنند. در سال هاي اخيرنوع جديدي از فريب و قاچاق دختران و زنان ازطريق اينترنت مشاهده مي شودکه بيشترحاصل گسترش شبکه هاي ارتباطي مجازي است.
3. انگ اجتماعي و عدم امکان بازگشت به شرايط گذشته، از ديگر مباحث تامل برانگيز در مورد دختران فرار است.

چرا فرار از خانه
فرارازخانه ازجمله رفتارهاي ناسازگارانه اي است که بيشترازنوجوانان و جوانان سرمي زند. با توجه به پي آمدهاي سوء آن يکي از آسيب هاي خانوادگي و اجتماعي جامعه، شناخته مي شود. آسيبي که مي تواند بهداشت رواني فرد و جامعه را تحت تاثير قرار دهد. مسئله فرار زنان و دختران همراه با ساير معضلات و آسيب هاي اجتماعي مرتبط با آن در سال هاي اخير با رشد روزافزون در شهرهاي بزرگ بالاخص شهر تهران مورد توجه کارشناسان، متخصصان علوم انساني قرارگرفته است. فرار از خانه در واقع زير پا گذاشتن مقررات خانوادگي و هنجارهاي اجتماعي است که اغلب به علت ترس، خشم، يا انتقام جويي در مقابل عوامل مخرب و آشفته خانوادگي و اجتماعي رخ مي دهد. دختران بيشتربراي مدت کوتاهي حضور در مکان هاي ديگر را بجاي ماندن در خانه خود ترجيح مي دهند. ساخت و روابط متزلزل افراد در درون خانواده، اعضاي معترض و ناخشنود از اين وضعيت نابسامان را به طرف جامعه پرتاب مي کند با اين اتفاق فرد را به فراري تبديل کرده و به سوي بزه کاري وارتکاب ساير جرائم سوق مي دهد. «گزارش سازمان بهداشت جهاني حاکي است که سالانه بيش از يک ميليون نوجوان 13 تا 19 ساله ازخانه فرارمي کنند که 60 تا 70 در صد اين افراد ، شامل دختران و 30 تا 40 درصد از آن در بين پسران رخ مي دهد. در پژوهشي که عوامل مختلف خانوادگي، اقتصادي، همسالان، فرهنگ و آموزش، اوقات فراغت و ارتباطات در دو بخش دروني وبيروني را مورد بررسي قرار داده است نتايج زير در مورد خانواده و همسالان حاصل گرديده که نسبت به شاخص های ديگر از اهميت ويژه ای برخورداربوده است، به همين دليل فقط نتايج اين دو شاخص در اين نشريه آورده شده است.
خانواده به ميزان7/77 درصد از بيشترين تاثير بر فرار دختران برخوردار است. زيرا فرد از بدو تولد ارزش ها و هنجارها را در خانواده مي آموزد و به تدريج با دنياي وسيع تر جامعه آشنا مي شود. بگونه اي که خانواده و کارکردهاي آن در پذيرش نقش هاي اجتماعي از اهميت ويژه اي برخوردار مي شود.»
ميزان محبت، صميميت، حمايت عاطفي و وابستگي از جمله مسائل مهمي است که در دوران اوليه زندگي مي تواند در بروز رفتارهاي بهنجار يا نابهنجار موثر باشد. نتايج تحقيقات نشان داده است که هرچه ازميزان وابستگي والدين به فرزندان کاسته شده، برفرارآنان از خانه افزوده شده است.

به علت نبود بهداشت رواني و عاطفي مناسب در خانواده، اين افراد از شخصيت مناسب و قابل قبول اجتماعي برخوردار نبوده و براي جبران اين مشکلات به رفتارهاي غيرمتعارف روي مي آورند. در مورد اين دختران تحقير، تبعيض، از هم پاشيدگي ساختار خانواه، خلاء عاطفي موجود و ناتواني والدين در نظارت همه جانبه و صحيح بر فرزندان، اين مسئله را تشديد نموده است.
ازدگرسو با توجه به دگرگوني در ساختار خانواده برخي از کارکردهاي اساسي آن کاهش يافته يا اساسا از دست رفته و برخي ديگر جابه جا شده اند. با دگرگوني جامعه روابط خانوادگي نيز دستخوش تغيير شده است. نياز به آزادي هاي فردي بر محدوده زندگي خانوادگي نيز تاثير گذاشته است.اينک نمي توان بر الگوهاي گذشته که در زمان خود شايد بهترين بوده است پاي فشرد، بلکه با توجه به تحولات اجتماعي و تغيير در شکل و روابط حاکم بر خانواده بايد تلاش کرد تا الگوهاي متناسب با شرايط امروز جامعه ارائه نمود. چنين برنامه ريزي اي نياز به توجه به تحولات و پديده هاي جديد اجتماعي و جهانی دارد.
گروه همسالان ديگر شاخصی بود که به ميزان 5/67 درصد تاثير زيادي بر فرار دختران داشته است. گروه همسالان، به عنوان دومين عامل(بعد از خانواده) در جامعه پذيري جوانان و نوجوانان نقش مهمي برعهده دارد. ارتباط با گروه هاي سني در شکل گيري رفتار فردي و اجتماعي نوجوانان و جوانان بسيار مهم است. اين گروه ممکن است تاثير خانواه را نيز دگرگون و يا حتي خنثي نمايد. انسان به دلايل مختلف خود را با ديگران مقايسه و ارزيابي مي کند. در اين فرايند انسان ارزش ها و استانداردهاي افراد يا گروه هاي ديگر را به عنوان يک قالب مقايسه اي و مرجع در نظر مي گيرد. اين گروه مي تواند در پيشرفت و تکامل شخصيتي و رفتارهاي اجتماعي نوجوانان و جوانان نقش مهمي ايفا نمايد. همچنين مي تواند زمينه يادگيري بسياري از مهارت ها و فعاليت هاي اجتماعي را فراهم کند. بنابراين حضور در محيط هاي نامناسب و داشتن دوستان ناباب و ارتباط با معيارهاي اخلاقي غيرمتعارف اجتماعي مي تواند زمينه رفتارهاي نامناسب را ايجاد نمايد و گروه همسالان مي تواند به عنوان گروه مرجع مورد توجه قرار گيرد.
بحث و نتيجه گيري :
هنگامي که فرد در خانه و خانواده محيط مناسب، منطبق با روحيات شخصي اش را نمي يابد، فکر مي کند که با فرار از خانه مي تواند تمام مشکلات را پشت سر گذاشته و وارد دنيايي متفاوت شود. فرد به اشتباه فکر مي کند جامعه محيط امن براي رفع نيازهاي او است. او به گونه اي از مشکلات درونی و خانوادگی در رنج است که کوچکترين فکري به پيامدهاي بعد از فرار نمي کند.
آيا کساني که به هر دليل و انگيزه اي خانه و کاشانه خود را هر چند نامطلوب به قصد دستيابي به وضعيت مطلوب تر ترک مي کنند، به مقصود خود نائل مي شوند؟ و به ساحل نجات دست پيدا مي کنند؟ يا در يک منجلاب غير پيش بيني گرفتار مي آيند و گاهي تا مرز نابودي و رسوايي تمام پيش مي روند؟ پس بايد جوانان و نوجوانان را دريابيم و به نيازهای آنان پاسخ منطقی و درخور شرايط روز اجتماعی و جهانی بدهيم.
کار مشترک مشاوران خط احياء


فرزندان خود را برای زمان خودشان تربیت کنید. افلاطون


 

بيماري هاي مقاربتي هشداري براي جامعه معضلي که با انکار نياز جنسي شدت مي گيرد


بيماري مقاربتي از جمله بيماري‌هاي عفوني است كه از طريق برقراري تماس جنسي منتقل مي‌شود. اين بيماري در رديف شايع‌ترين بيماري‌هاي ويروسي است، به طوري‌كه در آمريكا بعد از سرماخوردگي و آنفلوآنزا بيشترين درصد ابتلا را نشان مي دهد. در اين كشور سالانه سيزده ميليون مورد جديد شناسايي مي‌شود و هزينه درمان آن‌‌ها بالغ بر ده هزار ميليون دلار در سال است.
به‌طور كلي ايران در زمينه بيماري‌هاي مقاربتي از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است، زيرا هم به‌لحاظ عقيدتي و مذهبي، داشتن شركاي جنسي متعدد عملي قبيح محسوب مي‌شود و هم از نظر حقوقي جرم است و مرتكبان آن در صورت شناسايي مجازات مي‌شوند.
درشرايط كنوني به‌دلايل فوق هيچ نهادي از لحاظ بهداشتي بر فعاليت اين‌گونه افراد نظارتي ندارد و آمار دقيق از شيوع اين بيماري ها در جامعه موجود نيست. سخن از کنترل و نظارت بر فعاليت اين گونه افراد به معني مشروعيت دادن به اعمال آن‌‌ها نيست، بلكه به معناي محافظت ازاكثريت سالم جامعه است كه دوست دارند بدون دغدغه زندگي كنند. هپاتيتB وايدزبه سرعت درحال افزايش است ودرصورت عدم كنترل افرادي كه شركاي جنسي متعدد دارند، به‌راحتي ازطرق مختلف مي‌توانندبه افرادسالم جامعه سرايت دهند.
ممكن است فردي به يكي از انواع بيماري‌هاي مقاربتي مبتلا باشد ولي خود نداند، زيرا اغلب اين بيماري‌ها، به خصوص در خانم‌ها بدون علامت ويژه‌اي هستند. عوارض اين بيماري‌ها مي‌تواند طيف وسيعي را شامل شود و از يك التهاب ساده مجراي تناسلي تا درد شديد را دربرگيرد. عامل اين بيماري ذرات ريز زنده ميكروب يا ويروس است.
آگاهي اساسي و كامل در مورد اين بيماري‌ها، راه‌هاي انتقال آن و علائم عمومي آن‌ها و راه‌هاي درمان، اولين قدم در پيشگيري از اين بيماري است.

آيا بيماري‌هاي مقاربتي قابل درمان هستند؟
تعداد زيادي از بيماري‌هاي مقاربتي از جمله سوزاك، سيفليس، تريكوموناس، گال و ... درمان قطعي دارند. اما تعدادي از بيماري‌ها از جمله تب‌خال‌تناسلي، ايدز و هپاتيت‌B كه عامل آن‌ها ويروس است، قابل كنترل هستند و در صورت مراجعه به مراكز درماني و مصرف دارو علائم ناراحت ‌كننده ناشي از عود مجدد و مكرر آن‌ها از قبيل درد، سوزش و خارش كاهش مي‌يابد. در صورت مراجعه سريع به مراكز درماني به‌علت بيماري (چه درمان‌پذير و چه درمان‌ناپذير) موجب كاهش عوارض ابتلا به اين بيماري‌ها در درازمدت مي‌شود. اگر در شخصي بيماري مقاربتي تشخيص داده شود بايد به سرعت درمان شود تا امكان ابتلا به فرد ديگر به خصوص از مادر به نوزادان جلوگيري شود. در صورتي كه بيمار به فرزندش شير مي‌دهد بايد در مورد نوع بيماري مقاربتي و امكان انتقال آن از راه شير به فرزندش با پزشك مشورت شود. درمان بايد زيرنظر پزشك كامل شود، به‌ويژه اگر در شروع بيماري، اقدام به درمان شود، به‌راحتي درمان امكان‌پذير مي ‌شود، بدون اين‌كه عوارض جدي در بيمار، نوزاد يا شريك جنسي بر‌جاي بگذارد. بسياري از بيماران به‌دليل ترس و وحشت مسائل قضايي از مراجعه به مراكز درماني خودداري مي‌كنند. در حالي كه اكثر اين بيماري‌ها به ‌راحتي قابل درمان است.
به نقل از فصلنامه سايه رنج شماره 9


انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد. دوس پیر


 

پيام دبير کل سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهاني ايدز اول دسامبر2006- دهم آذرماه 1385


در 25 سالي که از نخستين گزارش بروز ايدز مي گذرد، اين بيماري جهان ما را دگرگون ساخته است. 25 ميليون نفر را کشته و چهل ميليون نفر ديگر را مبتلا کرده است. ايدز اينک عامل اصلي مرگ و مير زنان و مردان پانزده تا پنجاه و نه ساله در جهان محسوب مي شود. ايدز به تنهايي به مهمترين عامل ضد توسعه در تاريخ بشر بدل شده است. به عبارت ديگر اين بيماري مهمترين چالش پيش روي نسل ما است.
مدت ها خطر را انکار کرديم، اما طي ده سال گذشته نگرش ها به تدريج تغيير کرده اند و جهان اينک نبرد عليه ايدز را با جديتي که سزا است،پي گرفته است.
به نحو بي سابقه اي شاهد تخصيص اعتبارات، تامين دسترسي افراد به درمان هاي دارويي ضدرتروويروسي و در بسياري کشورها موفق به مهار گسترش بيماري بوده ايم. اما از آنجا که تعداد موارد ابتلا هنوز کاهش نيافته است، هنگام آن رسيده است که عزم سياسي به نحوي بي سابقه براي مقابله با اين مشکل بسيج شود.
ده سال پيش، تاسيس برنامه مشترک سازمان ملل متحد، در زمينه ايدز (UNAIDS) به منظور گرد آوردن همه منابع و توانمندي هاي بخش هاي گوناگون خانواده سازمان ملل متحد، نقطه عطفي در تحول شيوه واکنش جهان به بيماري ايدز بود. پنج سال پيش نيز نقطه عطف ديگري را با پيوستن کليه کشورهاي عضو سازمان ملل متحد به اعلاميه تعهد که دربردارنده اهداف مشخص، دامنه دار و زمانمند براي مقابله با اين همه گيري است، پشت سرنهاديم.
در همان سال، از آنجا که من شخصا اچ آي وي و ايدز را اولويت کاري خود به عنوان دبير کل سازمان ملل متحد قرار داده بودم، خواهان تخصيص اعتبارات اضطراري افزوده اي بالغ بر هفت تا ده ميليارد دلار در سال بدين منظور شدم. حال از اينکه به عنوان حامي صندوق جهاني براي مبارزه با ايدز، سل و مالاريا شناخته شده ام، عميقاً احساس افتخار مي کنم. اين صندوق اعتباراتي را بالغ بر سه ميليارد دلار در راستاي اجراي برنامه ها در سراسر جهان جاري کرده است.
اخيرا شاهد تخصيص اعتبارات افزوده قابل توجهي از جانب اهدا کنندگان دو جانبه، خزانه داري هاي ملي کشورها، جامعه مدني و ديگر منابع بوده ايم. سرمايه گذاري سالانه عليه ايدز در کشورهاي داراي درآمدهاي کم و متوسط اينک بر هشت ميليارد دلار بالغ مي شود که البته کافي نيست. تا سال 1389 (2010ميلادي) کل نياز سالانه براي مقابله همه جانبه با همه گيري اچ آي وي و بيماري ايدز از مرز بيست ميليارد دلار خواهد گذشت. اما حداقل مي توان گفت که گام هاي نخستين در جهت بسيج منابع و استقرار راهبردها پيموده شده اند. چون اقدامات کنترل ايدز در حال شدت گرفتن هستند، اهميت و حساسيت کار از هر زماني بيشتر شده است. نمي توانيم اجازه دهيم که پيشرفت هاي حاصل شده از دست بروند. نبايد تلاش هاي قهرمانانه همه افراد فعال در اين مبارزه بي حاصل بماند. چالش پيش رو وفا کردن به وعده هايي است که داده شده، شامل وعده اي که با همدلي همه دولت هاي جهان در اهداف توسعه هزاره (MDG) مبني بر متوقف و معکوس کردن روند انتشار اچ آي وي تا سال 1394 (2015 ميلادي) داده شده است، دست اندرکاران در همه سطوح بايد بپذيرند که متوقف ساختن و معکوس کردن روند انتشار ايدز پيش نياز رسيدن به ديگر اهداف توسعه هزاره نيز هست. اين اهداف با اجماع جامعه جهاني، طرح بناي جهاني بهتر در قرن بيست و يکم محسوب ميشوند. رهبران بايد در قبال اين وعده ها پاسخگو باشند و همه ما بايد اين پاسخگويي را از آنان طلب کنيم.
پاسخگويي مضمون و مايه اصلی مراسم امسال روز جهاني ايدز است. همه روساي جمهور و نخست وزيران، همه نمايندگان مجالس و سياستمداران بايد عزم کنند و اعلام نمايند که : «انتشار ايدز با اقدام من متوقف ميشود».
اين يعني تشديد حمايت ها از همه گروه هاي آسيب پذير، اعم از مبتلاياني که با ايدز زندگي مي کنند، جوان ها، تن فروشان، معتادان تزريقي و مرداني که با مردان رابطه جنسي دارند. پاسخگويي، دست در دست هم با سازمان هاي جامعه مدني کار کردن است، چه نقش اين سازمان ها در اين مبارزه تعيين کننده است. پاسخگويي، تلاش براي تحول حقيقي و مثبتي است که به زنان و دختران اقتدار و اعتماد به نفس بيشتري بدهد و رابطه زن و مرد را در همه سطوح جامعه متحول کند.
اما پاسخگويي صرفا محدود به صاحبان قدرت نيست. همگي بايد پاسخگو باشيم بايد کارآفرينان در جهت پيشگيري ازانتقال اچ آي وي در محيط هاي کاري و در جامعه بکوشند و از کارکنان مبتلا و خانواده هاي آنها حمايت کنند. بايد کارکنان بخش بهداشت، معتمدين جامعه و هيئت هاي ديني همگي آمادگي شنيدن و مراقبت کردن بدون قضاوت در مورد افراد را به دست آورند. بايد پدران، شوهران، پسران و برادران در پذيرش و حمايت از حقوق زنان کمر بندند. بايد معلمان به شکوفا شدن آرمان ها و آرزوهاي دختران کمک کنند. بايد مردان متضمن مسئوليت پذيري ديگر مردان باشند و بدانند که مردانگي حقيقي در محافظت از ديگران در مقابل خطرات است. بايد همه ما ايدز را از پستوها بيرون بياوريم و اين پيام را که سکوت همان مرگ است، همه جا بگسترانيم.
بزودي من از سمت دبيرکل سازمان ملل متحد کنار خواهم گرفت. اما مادامي که توان دارم به نشر پيام فوق ادامه خواهم داد. از همين رو است که روز جهاني ايدز هر سال برايم بسيار گرامي خواهد بود. در اين روز، امسال، بياييد پيمان بنديم که پيمان نشکنيم. نه فقط در اين روز، که هر روز، تا آن روزي که بر اين همه گيري فايق آمده باشيم.
کوفي عنان


"پاداش عمل نیک توفیق انجام آن است".
"The reward for a good deed is to have done it"


 

از نخل هاي هميشه زنده بم، تا مشارکت اجتماعي، فرهنگي بهره مندان

 

در شهريور ماه 1385 فصل خرما چيني در بم آغاز شد و روحي تازه به مدد جويان ستاد احياء و پرسنل انجمن دميد. با لطف خداوند بزرگ ، به دنبال يک سال رسيدگي (آبياري، شخم زدن،گرازدادن و … ) حدود چهارصد نخل خرما در محوطه ستاد احياء ارزشها، به بارنشست . در اين سال با طرح جديد انجمن، خرما ها به دست مددجويان ستاد به صورت بهداشتي چيده شده و در قوطي هاي مخصوص قرار گرفت، تا با فروش محصول هزينه بخشي از اهداف انجمن محقق گردد.
ويژگي هاي اين فعاليت:
1. به رسم سپاسگزاري و قدر شناسي از مردم خير و نيکو کار خرما هاي بسته بندي شده تقديم آنان شد. (کساني که زلزله زدگان بم را با کمک ها و حمايت هاي مادي و معنوي خود ياري کرده بودند و حمايت آنان هم اکنون نيز تداوم دارد). اين موضوع از يک سو باعث تجديد روابط پيشين انجمن و خيرين شد و از سوي ديگر انرژي تازه اي را بين ياران همراه ايجاد کرد تا ارتباطات قوي تري سامان گيرد.
2. در هر قوطي خرما برگه اي به منظور اطلاع رساني به مخاطبان قرار داده شد تا عاملي باشد براي ارتباط بيشتر و روشن تر بين مصرف کنندگان و توليد کنندگان، تا وجه ديگري از توانمندسازي اقشار آسيب ديده زلزله بم به اطلاع ذينفعان برسد.
3. وجوح حاصل از عرضه محصول، براي تامين هزينه هاي کارآموزي (ايتام، زنان سرپرست خانوار و معلولين) و همچنين پرداخت مستمري ماهيانه به کودکاني که والدين خود را در حادثه زلزله از دست داده اند، هزينه خواهد شد.
4. تاکيد بر بسته بندي و رعايت اصول بهداشتي در مراحل مختلف از چيدن تا بسته بندي در دستور کار مددجويان قرار گرفت. با توجه به اين موضوع ضمن حفظ بهداشت محصول، تجربه اي ارزشمند در راه اشائه فرهنگ سلامت و رعايت حقوق انساني و بهداشتي مصرف کننده مد نظر قرار گرفت.
5. تاکيد بر يکنواختي نحوه چيدن خرما در قوطي ها، تا لايه هاي زيرين با لايه هايي رويي تفاوت کمي و کيفي نداشته باشند . اين نکته پيامي بود بر عدم کم فروشي و صداقت در نحوه ارائه محصول که براي بسياري از افراد دست اندرکار جالب و آموزنده بوده و براي خريداران قابل احترام .
6. برخي مددجويان براي اولين بار چيدن خرما از درخت، به سبک و شيوه بهداشتي را تجربه کردند و به گفته خود از يک کار درآمدزا ،جمعي و مشتري محور لذت بردند و اظهار اميدواري کردند که هر ساله بتوانند در اين فعاليت جمعي شرکت کنند.
اميدواريم اين طرح کارآفرين و فرهنگ ساز هر ساله با کيفيتي مناسبتر و در سطحي وسيع تر ارائه گردد.

 

همت نیکوکاران و حل مشکل ایاب و ذهاب مددجویان ستاد احیاء در شهر بم

 

به همت کسبه و اهالي منطقه پونک تهران، مجتمع تجاري پونک و مساعدت مديران شرکت سايپا يک دستگاه ميني بوس زامياد جهت اياب و ذهاب کارآموزان انجمن احياء (زنان سرپرست خانوار، ايتام، معلولين) و کودکان مهد کودک در شهريور 1385به انجمن احياء هديه گرديد. اين خودرو در حال حاضر در خدمت کارآموزان و مددجويان انجمن احياء در بم مي باشد.
انجمن احياء سپاس بي پايان خود را از اين افراد و موسسات اعلام مي دارد.



 

 

 

 نشاني پست الكترونيك :  info@spasdi.org

نشاني:تهران، كارگر شمالي، بالاتر از فرصت شيرازي، كوچه جواهري، پلاك 4

تلفن : 66935533

كليه‌ حقوق محفوظ است.