صفحه اصلي English
 

 

جهت مشاهده يکی از موضوعات زير روی آن کليک بفرماييد

هفته ســــلامت و خط احيــــاء
اين ماه با جلسه مشاوران خط احياء
گفتگويي با آقاي خسرو منصوريان در تاريخ 3 آذر 1382
مسابقـه ويلچر رانـي در ارگ جديد شهرستـان بم
گزارش بازديد از منطقـه زلزله‌زده ‌زرند كرمان

 

 

هفته ســــلامت و خط احيــــاء

با توجه به دستاورد‌هاي مفيد سال‌هاي گذشته در هفته سلامت امسال نيز انجمن حمايت و ياري آسيب‌ديدگان اجتماعي از تاريخ 16 الي 18 فروردين‌ ماه، هم‌گام با برنامه‌هاي ساير موسسات بهداشتي، خدماتي،NGO اي، اقدام به افزايش ساعات حضور مشاورين خط تلفن احياء براي خدمت رساني بيشتر به اقشار در معرض آسيب‌ نمود.

آمار و دست‌آوردهاي  اين برنامه به شرح ذيل مي‌باشد:

تعداد تماس گیرندگان در این سه روز 101 نفر بوده اند که از این تعداد:

  • 56 نفر زن و 45 نفر مرد بوده ‌است.

  • متأهلين 54 نفر از كل تعداد مراجعين را به خود اختصاص داده‌اند.

  • 40 نفر از تماس‌گيرندگان داراي تحصيلات ديپلم، 6 نفر دانشجو، 23 نفر تحصيلات دانشگاهي و بقيه داراي تحصيلات ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان بوده‌اند.

  • تعداد 22 نفر از كل تماس‌گيرندگان از طريق  راديو، 24 نفر از طريق تلتكس و بقيه از طريق توصيه ساير مراجعان، سازمان‌هاي دولتي، سازمان‌هاي غيردولتي‌ و ... با اين خط آشنا شده‌اند.

  • تعداد 84 نفر از تهران و 21نفر از شهرستان‌ها با اين خط تماس گرفته‌اند.

  • 27 نفر در ارتباط با ايدز( مشكوك به ايدز، سئوال در مورد ايدز، مبتلا به ايدز) ، 12 نفر در مورد اختلاف خانوادگي،12نفر در ارتباط با اعتياد، 11 نفر مشكلات ارتباطي و بقيه در زمينه مشكلات جنسي، ارتباط با جنس مخالف، مشاوره ازدواج، اعتياد بستگان و ... با اين خط تماس ‌گرفته‌اند.

اطلاع رساني درمورد افزايش ساعات كار خط احياء با همراهي صميمانه مسئولين تلتكس سيما، راديو سلامت، راديو پيام و روزنامه همشهري انجام پذيرفت.

 

 

اين ماه با جلسه مشاوران خط احياء

جلسه‌اي با عنوان خشونت خانوادگي با هدف آشنايي مشاوران خط احياء با مفهوم خشونت خانوادگي و شناخت و نحوه ادامه حيات آن درخانواده در محل انجمن برگزار گرديد. مدرس این نشست خانم فرهنگ خواه و تاریخ برگزاری آن چهارم اردیبهشت 1384 بود.

در ابتدا اشاره شد كه خشونت خانوادگي پديده جديدي نيست، اما توجه به آن به‌عنوان مسئله‌اي اجتماعي جديد است. بررسي‌هاي مربوط به خشونت با مقاله هنري كمپ و همكاران كه تحت عنوان "علائم مشخصه كودك كتك‌خورده" در سال 1962 منتشر شد، آغاز گرديد و به تدريج محققان ديگري در اين زمينه بررسي‌هايي انجام دادند. دو ديدگاه متفاوت نسبت به خانواده 1. خانواده به مثابه پديده‌اي خود مختار و مستقل در برابر جامعه و 2. خانواده به مثابه گروهي متاثر از شرايط اجتماعي و اقتصادي دوران، محققان را با اين باور مواجه كرد كه بر خلاف تصور، خشونت در خانواده‌ نه‌تنها رفتاري استثنايي نيست، بلكه بيشتر، رفتار عمومي (معمولي) مي‌باشد و بيشتر زنان و كودكان در معرض آن قرار دارند. در ايران نيز در چند سال اخير نگاه متخصصين به اين پديده جلب شده‌است.

در ادامه به ارائه تعاريفي از خشونت از ديدگاه نظريه پردازان مختلف، پژوهش‌هاي انجام شده در زمينه خشونت و نتايج حاصل از بررسي‌ها پرداخته شد و سپس عوامل موثر در پديده‌ خشونت همچون، شخصيت خشن، نگرش اجتماعي، طبقه اجتماعي، تعداد فرزندان، مادريا پدر خشن، شخصيت قرباني، چگونگي رخ دادن خشونت و روند شكل‌گيري آن، مورد بحث و بررسي قرار گرفت.

در اين جلسه نظريه‌هاي مختلف اجتماعي خشونت مانند: نظريه يادگيري اجتماعي، نظريه مبادله اجتماعي، نظريه‌ نظارت اجتماعي، نظريـه كاركردگرايي، نظريه فرهنگــي، نظريه ساختار اجتماعي، نظريه فمينيستي، نظريه منابع، نظريه سيستمي و در نهايت نظريه زيست محيطي ارائه گرديد.

در طبقه‌بندي خشونت، به خشونت بدني، رواني، اقتصادي، اجتماعي و جنسي اشاره شد.

بدين ترتيب نتيجه گرفته شد كه خشونت خانوادگي مشكلي است كه بايد به آن به دليل نتايج و تأثير منفي‌اي كه بر افراد جامعه دارد، رسيدگي شود. خشونت را تنها يك عامل به وجود نمي‌آورد، بلكه ساختار كلي جامعه در سازمان‌ها و نگرش تحمل خشونت، در ايجاد آن دخالت دارند. براي كاهش خشونت و از ميان بردن آن بايد در زمينه‌هاي متفاوت فردي، اجتماعي و قانوني اقدام لازم به عمل آيد. زيرا بايد توجه داشت كه اقدامات پيشگيري براي ممانعت از بروز خشونت مناسب‌تر است تا صبركردن براي مشاهده نتايج حاصل از خشونت خانوادگي و سپس درمان مشكلات ناشي از آن !!!

در انتها پيشنهاد شد كه براي مبارزه با خشونت، تقويت نظارت‌هاي اجتماعي، دگرگوني اساسي در قوانين، ايجاد بنگاه‌ها و خانه‌هاي امن براي زنان تحت خشونت قرارگرفته، كاريابي براي زناني كه در وضعيت خشونت بار به سر مي‌برند و تمهيدات فرهنگي و اجتماعي‌اي كه به كاهش اين معضل اجتماعي و خانوادگي كمك نمايند انديشيده  شود.

منبع: اعزازي شهلا (1380) خشونت خانوادگي، تهران: نشر سالي و مقالات.

 

اگر مي‌خواهيد ميزان تمدن و پيشرفت ملتي را بدانيد، به زنان آن ملت بنگريد.

ناپلئون

 

 

اين مطلب گفتگويي است با آقاي خسرو منصوريان كه در تاريخ 3 آذر 1382 در روزنامه ياس نو به چاب رسيده‌است

به عنوان اولين سوال، لطفا بگوييد چرا براي فعاليت NGO خود حوزه آسيب‌هاي اجتماعي را تعريف كرده‌ايد؟ در آغاز بايد بگوييم جامعه ما مانند هر جامعه‌اي مي‌تواند دچار آسيب‌هاي اجتماعي شود. ولي متاسفانه تا چند دهه مسوولان  ما حاضر به پذيرفتن واقعيت‌ها نبودند. ولي وفور و كثرت آسيب‌هاي اجتماعي، مسئولان ما  را به فكر انداخت كه بايد چاره‌اي انديشيده شودو بايد به فكر مهار آسيب‌هاي اجتماعي باشيم. كه به‌ويژه قشر جوان ما را تهديد مي‌كند و به پيشگيري بپردازيم. در واقع چه در جامعه و چه در بين دولتمردان ما انگيزه‌ مهار بحران‌هاي اجتماعي به وجود آمده و بسترسازي‌هاي لازم جهت مهار اين بحران‌ها ايجاد شد. در آغاز كار هيچ وقت فكر نمي‌كرديم كه با كوه دماوند روبرو هستيم و توان ما به اندازه نوك سوزن است. معضل بزرگتر از آن بود كه ما حدس مي‌زديم. ما معضلاتي مانند زنان خياباني، دختران فرار، اعتياد و خودكشي داريم كه هريك به تنهايي غولي است و امكانات و توان NGO ها بسيار ناچيز. به عنوان مثال در مورد زنان خياباني، قرار بر اين بود كه‌اين افراد در خاك سفيد اسكان داده‌شوند تا در سطح شهر پخش نباشند ولي ديديم كه آن‌جا به مكاني تبديل شده‌است كه آسيب‌هاي اجتماعي به طور سازمان‌يافته، خود را بازيافتند. حالا اگر قبلا با هم ارتباط ارگانيك نداشتند اكنون مي‌توان اين ارتباط ارگانيك را هم داشته ‌باشند. چنانكه در خاك سفيد، خانم خانه، ترياك ورز مي‌داد و آقاي خانه ويسكي بار وانت مي‌كرد، پسر خانه تزريق مي‌كرد و دختر خانه هم مشغول تن ‌فروشي بود. البته قبل از انقلاب، مكاني براي زنان روسپي داشتيم كه خرابش كرديم و دوباره آمديم آن پديده را به همراه ساير آسيب‌ها در يك جا متمركز كرديم. قبلا يك "شهر نو" وجود داشت، در شهر نو، پليس وجود داشت، اگر پسر كم سن ‌و سالي وارد آن مكان مي‌شود پليس اجازه ورود به او نمي‌داد. ديوارهاي آن هم چنان محافظت شده بود كه كسي نمي‌توانست از ديوار بالا رود. اگر خانمي مي‌خواست واردآن محوطه شود، حتما بايد كارت مي‌داشت، كارتي كه پليس صادر كرده بود. اين كارت كه پليس صادر كرده بود، فرد را موظف مي‌كرد كه مرتبا تحت كنترل و آزمايشات قرار بگيرد و اگر او به بيماري مسري مبتلا مي‌شد، ديگر نمي‌توانست ادامه كار دهد. پليس در آنجا اقتدار و حاكميت كامل داشت. من در همين قلعه شهرنو در سال 1347 كه براي انجام كار تحقيقاتي در مورد زنان روسپي به آنجا رفته بودم به چشم ديدم كه در آنجا يك شيشه مشروب پيدا نمي شد و كلا خريد و فروش‌هاي اين چنيني وجود نداشت. در آنجا شيره‌كش خانه نبود، قمارخانه وجود نداشت و نظارت قانوني، تشكيلاتي پليس حاكم بود، زيرا سعي در سالم سازي محيط داشتند. حالا همين را شما بياييد و با "جزيزه" مقايسه كنيد. آيا نظارت قانوني وجود دارد؟ آيا وزارت بهداشت بر اين زنان نظارت كافي دارد؟ آيا نظارت پليس بر اين اماكن در حدي هست كه كودكان در آنجا خريد و فروش نشوند؟ آيا ما آمار مشخصي از زنان و كودكان خياباني و .... داريم؟ بايد بدانيم كه در هر حوزه از آسيب‌هاي اجتماعي هر آمار رسمي را در شكل خوش‌بينانه آن بايد ضرب در عدد پنج و حتي عدد هفت كرد. خوشبختانه نگاه مسئولان و حتي نيروهاي انتظامي به‌گونه‌اي تغيير كرده است كه با تساهل و تسامح بيشتري با افراد آسيب‌ديده اجتماعي برخورد كرده و ديگر صرفا با انگيزه تنبيه و مجازات نگاه نمي‌كنند. چون امتحان كردند، 20 سال زديم، زندان كرديم و فشار آورديم. نتيجه‌اش عكس انتظارات ما بود. در جرم شناسي مبحثي داريم كه شدت مجازات، موجب كاهش جرم نمي‌شود. خوشبختانه نگاه‌‌ها عوض شده و همين تغيير نگاه‌، به ما اين فرصت را مي‌دهد كه حالا به‌جاي تنبيه، بگوييم آگاهي نصف درمان است. سردار قاليباف در مصاحبه‌اي ضمن اعلام كشف 29318 خانه فساد به 1600 باند اشاره كرده‌است. ايشان مي‌گويد بيشتر از شش هزار نفر در اين رابطه دستگير شده‌اند.

 

آقاي منصوريان علي رغم توضيحات مفصلي كه شما مطرح كرديد، من متوجه نشدم كه NGO  شما، مشخصا در كداميك از موارد آسيب‌هاي اجتماعي فعاليت مي‌كند؟ آيا فعاليت شما در زمينه پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي است و مداخله در بحران؟ همان طور كه گفتيم، ما كار خود را به قشر جوان و زنان محدود كرديم. ما سمپوزيوم ويژه براي زنان برگزار كرديم. همچنين سمينارآزارهاي جنسي كودكان، نشست جامعه آنوميك و سمينارهاي همسرآزادي و طلاق را برگزار كرديم. از فرهنگيـان جامعــه و دردمندان دعوت نموديم و بحث‌هاي مفصلــي در اين موارد انجام شد. پس از برگزاري اين همايش‌ها، نتيجه گرفتيم كه بايد وارد مرحله مداخله در بحران شويم. ما به گروه و انجمن NA ( معتادان گمنام) گفتيم كه شما مي‌توانيد از امكانات انجمن ما استفاده كنيد و جلسات خود را در محل انجمن برگزار كنيد. ديگر آنكه با همان الگوي معتادان گمنام، روسپيان گمنام را تشكيل داديم. ولي چون ما نمي‌توانستيم آن‌ها را جمع كنيم و نگران بوديم كه آن اتفاقاتي كه در خانه كرج به وقوع پيوست، براي ما هم رخ دهد، آمديم و به صورت موردي برخورد كرديم. هر كس كه خودش بيايد و بگويد من به گونه ديگري مي‌خواهم زندگي كنم، ما سعي مي‌كنيم شرايط حرفه‌آموزي اشتغال و ديگر مسايل او را در حد توان اين انجمن حل كنيم. اين افراد را به مراكز فني حرفه‌اي معرفي مي‌كنيم تا آموزش‌هاي حرفه‌اي ببينند و با اعتبار مجموعه خودمان براي آن‌ها كار پيدا كنيم. از ديگر فعاليت‌هاي اين انجمن، مشاوره تلفني است كه از طريق دو خط تلفن، سيستم Hot Line را راه‌اندازي كرده و با استفاده از دو كارشناس به‌طور نيمه‌وقت، اين خط را فعال كرديم. استقبال آنقدر زياد بود كه گاه تماس‌گيرندگان، چهل دقيقه پشت‌خط مي‌ماندند و ما را ناچار كردند كه دو خط را به پنج خط و 4 ساعت را به 11 ساعت كار مشاوره‌ در روز افزايش دهيم.

 

آيا در اين خصوص، آماري هم داريد؟ آمار يكساله اين خط مشاوره تلفني، از اين قرار است (مهر 1381 لغايت مهر 1382): 75 درصد مراجعين، بانوان بوده‌اند، اكثريت مراجعان را زنان خانه‌داري تشكيل دا‌ده‌اند كه داراي تحصيل متوسطه، ديپلم، دانشگاهي و بالاتر بوده‌اند و بيشتر اين تماس‌ گيرندگان، متأهل هستند.

 

جه نتايجي از آمار و پژوهش‌هايتان به دست آمده است؟ در حال حاضر ما شاهد رفتارهايي لجام گسيخته از سوي بخش قابل توجهي از زنان هستيم كه حكايت از نوعي انتقام گيري و لجبازي با فضاي مردسالار خانواده و جامعه ما دارد.  آمارها نشان مي‌دهد كه حداقل 50 درصد از مشتريان زنان خياباني، مرداني هستند كه خانواده دارند. مردان توجه داشته باشند به صرف اينكه مردي پول دارد، حق ندارد از فشار‌هاي رواني، اقتصادي، اجتماعي، تربيتي و اخلاقي بعضي از دختران سوءاستفاده كند. بايد بداند زني كه شاهد رفتارهاي پرخطر همسر خود است، هر لحظه امكان دست زدن به چنين رفتارهايي را دارد و گواه اين مدعا آماري است كه مطرح كردم. بالاترين ميزان مراجعان تلفني انجمن افرادي بودند كه داراي رفتار پرخطر جنسي بوده و نگران اين هستند كه آيا مبتلا به ايدز شده‌اند يا خير؟ اين يك زنگ خطر است. بايد بدانيم كشوري مثل تانزانيا توان تربيت تعداد كافي معلم براي جايگزيني معلماني كه هرروز بر اثر ايدز مي‌ميرند را ندارند. يعني هر چه تلاش مي‌كند معلمينش را بيشتر تربيت كند. نتوانسته به گردپاي گسترش ايدز برسد! مدارس تانزانيا به دليل نداشتن معلم تعطيل است. بايد بدانيم كه اگر امروز ايدز را جدي نگيريم، فردا خيلي دير است. اكنون زمزمه‌هايي در مورد در اختيار قرار دادن  سرنگ رايگان به زندانيان معتاد شنيده مي‌شود، اي كاش اين كار در مورد كاندوم هم صورت مي‌گرفت. اي كاش جامعه ما به جايي برسد كه اگر كسي سرنگ نداشت، تزريق نكند. اگر كاندوم نداشت، ديگر ارتباط جنسي برقرار نشود. فقط با افزايش آگاهي مردم مي‌توان آ‌ن ‌ها را متقاعد كرد كه از رفتارهاي پرخطر پرهيز كنند.

 

آيا از مراجعان تلفني خود سئوال كرده‌ايد كه در صورت متأهل بودن، چرا به رفتارهاي پرخطر دست مي‌زنند؟ اين جزو خطوط قرمز ماست. اگر بخواهيم اين كار را بكنيم، مي‌رويم توي لاين بازجويي كردن. ما نه بازجو هستيم نه اداره اطلاعات. ما فقط مشاوريم و اسم انجمن هم، انجمن ياري آسيب‌ديدگان اجتماعي است. ما آنها را به‌عنوان يك انسان پذيرفته‌ايم. در اينجا ما به يك روسپي همان احترام را مي‌گذاريم گه به يك انسان عادي. اصول مشاوره بر اساس كمك به مراجعه كننده است نه بر اساس بازجويي و نيت خواني وي.

 

جناب آقاي منصوريان فعاليت NGO شما مربوط مي‌شود به سه حوزه برگزاري سمينارهاي آموزشي، علمي، تحقيقاتي، ايجاد خط Hot line، مداخله در بحران‌ها و كمك به آسيب‌ديدگان اجتماعي در اينجا مي‌خواهم از شما سئوال كنم كه شما چه توصيه‌اي براي NGO هاي جوان داريد كه مي‌خواهند در حوزه آسيب‌هاي اجتماعي فعاليت كنند؟به نكته ظريفي اشاره كرده‌ايد. يك NGO  نوپا در مرحله اول بايد مجهز به افرادي با دانش كافي در حوزه‌هاي روان‌شناسي، جامعه‌شناسي، علوم تربيتي و مددكاري باشد و مسوولان آن سپس بايد بدانند كه دانش كافي، بدون تجربه عميق، كار ساز نخواهد بود. 

 

اگر يك NGO نوپا بخواهد در حوزه‌ آسيب‌هاي اجتماعي فعاليت كند به نظر شما بهتراست در حوزه‌ پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي فعاليت كند يا در حوزه مداخله در بحران‌هاي اجتماعي؟ يك NGO نوپا بايد در حوزه‌هاي پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي فعاليت كند تا بتواند دردها و مشكلات را به درستي بشناسد. وقتي شناخت كافي نسبت به مشكلات ريز و درشت جامعه خود پيدا كرد، مي‌تواند وارد حوزه‌ مداخله آگاهانه در بحران شود. البته اين راهي نيست كه يك شبه يا يكساله طي شود، بلكه راهي است طولاني.

 

و سخن آخر .....؟ اميدوارم دولت NGO ها را جدي بگيرد و اين بازوهاي مردمي را براي تبديل شدن به نهادهايي قدرتمند، تقويت كند. NGO ها مي‌توانند بار مشكلات جامعه را به دوش گيرند و به ياري مردم بشتابند.

 

يك NGO در مرحله اول بايد مجهز به افرادي با دانش كافي در حوزه‌هاي روان‌شناسي، جامعه شناسي، علوم تربيتي و مددكاري باشد، و مسئولان آن بايد بدانند كه دانش كافي، بدون تجربه عميق، كارساز نخواهد بود.

 

مسابقـه ويلچر رانـي در ارگ جديد شهرستـان بم

ستاد احياء (متشكل از انجمن حمايت و ياري آسيب‌ديدگان اجتماعي و انجمن حمايت از كودكان و نوجوانان توان‌ياب) در بم از روزهاي نخست وقوع زلزله پنجم دي ماه 1382 در اين شهرستان حضور يافت. اين ستاد  با حضور فعال و مستمر خود تاكنون به ارائه خدمات توانبخشي، حرفه‌آموزي (در چند رشته)، تحت پوشش قرار دادن ايتام، خدمات مددكاري، تغذيه، ايجاد زمين‌هاي ورزشي، ايجاد امكانات سرگرمي براي كودكان كمپ‌ها، پخش چندين كاميون اجناس مورد نياز، اعم از وسايل زندگي، مواد خوراكي و ... ادامه داده است. با پيشنهاد ستاد احياء به انجمن ضايعات نخاعي بم (تأسيس پس از زلزله) و همكاري صميمانه و سهم‌پذيري مديريت محترم ارگ جديد بم در دهم فروردين 1384 ساعت 5 بعد از ظهر از محل شهربازي تا كنار درياچه ارگ جديد بم، مسابقه جالب و به ياد ماندني ويلچر راني با حضور زنان و مردان ضايعه نخاعي ناشي از زلزله برگزار گرديد. در پايان به نفرات اول تا سوم (3 زن و 3 مرد) سكه‌هاي يك، نيم و ربع بهار آزادي اهداء شد. خانواده‌هاي ويلچر رانان و اقشار مختلف مردمي كه براي ديدن مراسم در محل حضور داشتند در طول مسير با پرتاب گل و تشويق‌هاي خود به مراسم شكوه خاصي بخشيدند. نكته قابل ذكر، حضور فعال، روحيه قابل تحسين و اعتماد به نفس شركت‌كنندگان بود. در پايان همه شركت‌كنندگان به همراه خانواده‌ به صرف شام در رستوران سنتي هتل ارم ارگ جديد دعوت شدند و شبي به ياد ماندني، در تاريخ NGO اي شهرستان بم را رقم زدند. ستاد احياء از كليه شركت‌كنندگان و حمايت‌كنندگان اين برنامه صميمانه سپاسگزاري مي‌نمايد.

 

گزارش بازديد از منطقـه زلزله‌زده ‌زرند كرمان 

هيأت نمايندگي ستاد احياء متشكل از خانم‌ فاطمه حسين‌زاده، آقاي حسن باران‌زاده و آقاي حسين حسين‌زاده در اولين روز وقوع زلزله زرند در محل حضور يافته و هداياي ارسالي شامل پتو، آب و مواد غذايي را در بين زلزله‌زدگان توزيع كردند. اين هيأت با ارزيابي موقعيت و نياز سنجي، متعاقبا 400 دست لباس گرم، كاپشن، اسباب‌بازي، بيل و كلنگ و پنج چادر صحرايي را با هماهنگي مركز سازمان‌هاي غيردولتي فرمانداري شهرستان بم، تحويل هلال احمر دادند تا بين زلزله‌زدگان تقسيم گردد.

ستاد احياء براي اعزام يكدستگاه اتوبوس ويژه مجهز به امكانات لازم، به منظور ارائه خدمات توانبخشي به زلزله‌زدگان زرند به مديريت كل بهزيستي استان كرمان، اعلام آمادگي نمود، ولي به علت محدوديت خسارت (در مقايسه با شهرستان بم) چنين خدماتي ضروري به نظر نرسيد.

در اسفند ماه، مدير عامل انجمن احياء نيز با عزيمت و بازديد از محل زلزله، به توزيع هدايا و كمك‌هاي مردمي در بين زلزله‌زدگان اقدام كرد و در ارزيابي موقعيت موجود در منطقه زلزله‌زده زرند، به اين نتيجه رسيد كه با توجه به عملكرد بهنگام نيروهاي دولتي، نياز چنداني به تداوم حضور و ارسال بيشتر كمك‌‌هاي NGO اي نمي‌باشد.

 

 

 

 

 نشاني پست الكترونيك :  info@spasdi.org

نشاني:تهران، كارگر شمالي، بالاتر از فرصت شيرازي، كوچه جواهري، پلاك 4

تلفن : 6935533

كليه‌ حقوق محفوظ است.