|
بنـــام
خـدا
گاهنامه ریشه - سال ششم،
شماره نهم، تیر84
جهت مشاهده يکی از
موضوعات زير روی آن کليک بفرماييد:
آنچه موجب تاسيس
انجمن حمايت و ياري آسيبديدگان اجتماعي شد
خدمات دوستدار
جوان را بيشتر بشناسيم
اهداف توسعــه
هــزاره
برخورد مناسب و
مداخله در مورد يك معتاد
خط احياء
آنچه موجب تاسيس
انجمن حمايت و ياري آسيبديدگان اجتماعي شد
در جهان امروز، فعاليت سازمانهاي غيردولتي به عنوان
روشي نو براي مشاركت و سهم پذيري بخشي از مردم در تعيين سرنوشت خويش و اثرگذاري
فعال در روند توسعه و چالشهاي حاصل از آن اهميت ويژهاي يافتهاست.
اگرچه وجود NGOs وجه بارز و آشكار وظايف و دغدغههاي
شهروندي و اصليترين وظيفه آنها نظارت بر عملكرد حاكميت است اما به دليل عدم
ارتباط ارگانيك و تعريف شدهبا دولت، ضعف بسترهاي دموكراتيك و حقوق مدني لازم و
.... امكان فعاليتهاي مستقل در كشور توسط اين سازمانها با چالشهاي عمدهاي روبرو
بودهاست. حفظ فاصله و عدم وابستگي به حكومت و نهادهاي آن موجب استقلال اين
سازمانها خواهد شدو در اين صورت با تصميم سازيهاي مناسب بر تصميم گيريهاي كلان
اثر گذار خواهند شد.
در ايران نيز كنشگران داوطلب و پيشگامان خدمات NGO اي
در نقش بازيگران و حاملان توسعه ملي پذيراي انجام مسئوليتهاي خطيري گرديدهاند.
زيرا امروزه سازمانها و مراكز خودجوش غيردولتي در اقصي نقاط جهان كه با هدف نوع
دوستي و دفاع از حقوق انساني شكل گرفتهاند، به هستههاي آزادي بخشي ميمانند كه
جزئي از روح بزرگ جهاناند. روح بزرگي كه در ذات خود صلح و آرامش را به همراه دارد،
بودن براي هم و زيستن براي همگان، خوب بودن و آزادانه زيستن.
مردم كشور ما كه در پيشينه تاريخي خود پيشگامي و
ستيز با تضييع حقوق انساني را دارا هستند، دورههاي متفاوت و گوناگوني را بهويژه
در 25 ساله گذشته طي كردهاند. شرايط انقلاب، تحولات مربوط به انقلاب فرهنگي،
تروريسم داخلي، تجاوز بيگانهو ... از جمله مسائلي هستند كه تلفات و لطمات عديده و
جبران ناپذيري را بر تمام يا بخشي از جامعه وارد آوردهاند. به اين موضوع
ويژهگيهاي جغرافيايي افزوده ميشود، ترانزيت مواد مخدر، مهاجرپذيري از كشورهاي
درگير جنگ، مافياي قاچاق و ... سبب شدهاست كه ايران بهعنوان يكي از قربانيان اصلي
جنگ، تروريسم، خشونت و قاچاق در جامعه جهاني مطرح باشد. اين قرباني تا نخواهد،
قرباني باقي خواهد ماند.
از آنجا كه در طول چند سال اخير، انسجام دستگاههاي
سياسي، اجتماعي و فرهنگي بيشتر شده و حرمتهاي انتزاعي جاي خود را به اعتماد سازي
داده، عنايت بخشهاي مختلف دولت به نقش تعيين كننده NGOs افزايش يافتهاست. انبوه
تشكل هاي مردمي و غيردولتي و فعاليتهاي گسترده نخبگان و برگزيدگان مردمي در اين
مراكز، نشان از آغاز حركتي نوين دارد. حركت به سمت آنچه جهان بدان سمت ميرود.
همگامي با جهان و ارتقاء خواستهها و داشتههاي خود تا حد استانداردهاي بشري .
با اين مقدمه است كه انجمن حمايت و ياري آسيبديدگان
اجتماعي در سال 1387، شكل ميگيرد، فعاليت ميكند و دامنه تلاشهاي خود را براي
رسيدن به اهداف عاليه انساني گسترش ميدهد. حضور سازمانهاي غير دولتي در
عرصههاي گوناگون به ايجاد مشاركتي دوباره و پيوندي زنده و جاندار بين مردم و دولت
انجاميدهاست. ايدهآلهاي فردي اكنون در قالب جمعي در حال شكل گيري است و
سرخوردگيها و ناكاميها كه در پس سليقههاي گوناگون، بهوجود آمده بود، روز به روز
كم رنگتر شده و دامنه مشاركت اجتماعي بر اساس حق طلبي افزونتر شدهاست.
ما معتقديم كه از ظرفيتهاي موجود در كشور بهويژه
نيروي انساني متخصص، جوان و داوطلب براي مهار آسيبهاي اجتماعي و مداخله در
بحرانهاي موجود آنگونه كه بايد بهرهبرداري مناسب نشده است .
ما معتقديم با جلب اعتماد عمومي بهويژه با صداقت،
صراحت و شفافيت در عملكرد خود ميتوانيم در حوزههاي پيشگيري از بحرانهاي اجتماعي
كه همواره در حال زاده شدن و گسترش است همكاري نمائيم و تعامل ميان شهروندان و
دولت را ارتقاء دهيم.
از ديگر سو وظيفه خود ميدانيم كه باساير مراكز
غيردولتي در عرصههاي بينالمللي به ايجاد تعامل پرداخته، به انتقال تجربيات و
اصلاح نگرشها بپردازيم. ما برآنيم كه تصويري واقعبينانه و نه مجازي از ايران
پرتلاش معاصر در راستاي تحقق آرمانهاي انسان گرايانه به جهانيان ارائه دهيم كه در
آن هويت اصيل ايراني و نيازهاي اصلي و اخلاقي مردم كشورمان مطرح شود. موضوعي كه گاه
در مناقشات و منازعات سياسي بين دولتها مخدوش شده و سبب انحراف افكار جهانيان
گرديده است.
خوشبختانه
فعاليتهاي روزافزوني كه به همت داوطلبات متخصص ، جوان و نوجوان پرشور و مخلص
وطنمان به انجام رسيدهاست، دورنماي خدمات انجمن را با برنامههاي متعددي مواجه
كردهاست. از اين بابت نه تنها خشنود هستيم كه از آن استقبال ميكنيم.
تجربيات
سالهاي اخير به مردم آموختهاست كه براي تغيير هنجارهاي نامناسب و ايجاد
موقعيتهاي جديد نياز به تعامل، گفت و گو و آموزش دارند. آنان آموختهاند كه براي
دستيابي به حقوق مسلم خود، محتاج فرهنگي نو، هستند. فرهنگي كه بهوجود آورندهاش
خود آنان باشند. اين فرهنگ ميبايست با تلاش، آموزش و تغيير تك تك افراد جامعه،
تحقق يابد. فرهنگي بهدور از دگم انديشي، تحميل عقيدههاي متحجرانه، سركوب و ...
كه نتيجهاي جز واپسگرايي و ايجاد شرايط آنوميك در پي نداشته و گسل عميق بين آحاد
جامعه بهويژه جوانان را با ارزشهاي اصيل فرهنگي ـ اجتماعي و حتي انقلابي عميقتر
ميكند. روح پاك و فطرت خدايي انسان با عدالت، آزادي خواهي و زندگي در محيطي امن
همراه با آسايش خاطر عجين است. به همين سبب تغييرات مثبت فرهنگي يكي از موضوعات
عمدهاي است كه خواسته يا ناخواسته در دستور كار انجمن حمايت و ياري آسيبديدگان
اجتماعي قرار گرفتهاست.
آنچه مسلم است اين است كه در غالب NGOs واقعي
پتانسيلهاي مردمي مهار نميشود بلكه
در قالب صحيح، برنامهريزي، هدايت و در راستاي منافع مردم سازماندهي ميشود تا
بهترين نتايج را به دست دهد.
و"اين واقعيت، موضوع مهمي است كه گاه دولتها از توان
انجام و درك آن عاجزند."
بار ديگر در شروع هفتمين سالگرد تاسيس انجمن، عهد
خودمان را با خدا و شما مردم خوب و حق پرست ايران تجديد ميكنيم و يادآور ميشويم
كه تمام توان خود را نه در مهار انگيزه و اخلاص مردم، كه در غالب حمايت و ياري
آسيبديدگان اجتماعي برنامهريزي و در راستاي منافع مردم سازماندهي كنيم تا شاهد
ثمرات نيكوي درختي باشيم كه به لطف خدا در ايران زمين سربرآورده و به دست شما
آبياري ميگردد.
درخت همتتان همواره سرسبز و پر ثمر باد
هيات مديره انجمن حمايت و ياري آسيبديدگان
اجتماعي
خدمات
دوستدار جوان را بيشتر بشناسيم
براي متوقف كردن
گسترش HIV/ايدز يك راه وجود دارد. ما بايد جوانان را در كانون توجه قرار دهيم.
امروزه بيش از نيمي از افرادي كه به تازگي به عفونت HIV آلوده شده اند در سنين 15
تا 24 سال قرار دارند.
با اين حال هنگام نگارش راهبردها، تعيين سياستها و
تخصيص بودجه به HIV/ايدز نيازهاي يك ميليارد نفر از جمعيت جوان كره زمين ناديده
گرفته ميشود. اين موضوع از آن جهت اسفبار است كه جوانان بيش از بزرگسالان مايلند
رفتارهاي صحيح و كم خطر را به پذيرند و انجام دهند.
با
توجه به بررسيهاي مختلف ملي و جهاني به اين نكته مهم ميرسيم كه اولويتهاي اوليه
بايد بر سرمايهگذاري در جهت تأمين سلامت جوانان و درگير كردن آنان در مبارزه عليه
HIV/ايدز
متمركز باشد و اصولا موفقيت جهاني در مبارزه با
HIV/ايدز
را بايد با توجه با تأثير آن بر كودكان و نوجوانان مورد سنجش قرار داد.
عليرغم گذشت بيش از دو دهه از شيوع
HIV
در جهان و ابتلاء روزانه حداقل 6 هزار نفر جوان به آن گروهي عظيم از جوانان درباره
مسائل جنسي و عفونتهاي منتقله از طريق تماس جنسي
STI
همچنان بياطلاعند. بسياري از ايشان نميدانند اين بيماري چگونه
شيوع مييابد و هرگز باور ندارند كه خودشان هم در معرض خطر هستند و آن عده از
جوانان نيز كه درباره عفونت
HIV
چيزهايي ميدانند به دليل عدم مهارت، نبود حمايت و فقدان امكانات لازم براي اعمال
رفتارهاي صحيح، اكثرا ازخود در مقابل عفونت
HIV
مراقبت نميكنند.
با
اين وجود دليل اصلي فروكش كردن يا حتي روند رو به كاهش عفونت
HIV
يا بيماري ايدز در برخي مناطق وجود ابزارها و انگيزههاي لازم براي انجام رفتارهاي
صحيح است كه در اختيار مردان و زنان جوان قرار داده ميشود، كه منجر به اتخاذ
تصميمات مسئولانه در جهت محافظت خودشان شده است و حتي قادر شدهاند سايرين را در
جهت رعايت اقدامات پيشگيرانه و احتياطي آموزش دهند.
خدمات بهداشتي دوستدار جوانان شامل درمان بيماريهاي آميزشي، در دسترس قرار دادن
كاندوم و ياري رساندن به اين گروه سني است تا بتوانند مسئوليت حفظ بهداشت جنسي و
باروري خود را بپذيرند.
ارائه خدمات محرمانه و داوطلبانه براي انجام آزمايشات و مشاوره در زمينه
HIV
براي جوانان امكان تعيين وضعيت خود از نظر ابتلا به عفونت
HIV
و انتخاب رفتارهاي بيخطر در مقابل آن را فراهم ميكند. حال چه به آن آلوده باشند
چه نباشند.
اگر
قرار است برنامه هاي پيشگيري و مراقبت از
HIV
/
ايدز مؤثر باشند جوانان الزاما بايد در طرح و اجراي آن برنامهها شركت داشته باشند.
والدين، خويشاوندان، اهل محله، مدارس و همسالان در هدايت و حمايت جوانان به منظور
امكان انتخابهاي بيخطر در جهت حفظ سلامتي و ايمني خود نقشي بسيار مهم ايفاء
ميكنند.
براي كاهش گسترش
HIV
/
ايدز هيچ استراتژي اثربخش نخواهد بود مگر آنكه حقوق كودكان و جوانان حفظ و قاطعانه
از آن دفاع شود.
دولتها و جوامع بايد عوامل افزايش آسيبپذيري جوانان در مقابل عفونت
HIV
را بشناسند. از طريق نهضتهاي اطلاعرساني عمومي، جوانان چه در
داخل و چه خارج مدرسه مورد پيشتيباني قرار دهند و با ننگ ناشي از ابتلاء به اين
بيماري مبارزه شود. در تمامي اين امور نيازمند يك رهبري قوي بوده و اين رهبري به
معناي تحقق بخشيدن به اين هدف است كه هر جوان در هر جامعهاي به حقايق مربوط به
عفونت
HIV
و بيماري ايدز و نحوه پيشگيري آن آگاه باشد و از همان ابتدا به كليه خدمات،
مهارتها و حمايتهاي لازم براي توسعه رفتارهاي مطمئن، گسترش آگاهي، دسترسي داشته
باشد. " در عين حال رهبري به معناي خلق فرهنگي است كه آزار جنسي، سوء استفاده و
خشونت در قبال كودكان و نوجوانان را به هيچ عنوان نپذيرد."
چند روش ارائه خدمات و نمونههايي از كارهاي انجام شده در ايران و جهان
1ـ به سكوت و ننگ و شرم خاتمه دهيد تا جوانان نگرش و مهارتهاي
فراگرفته پيشگيرانه، را به كار ببرند در كشورهاي نظير برزيل يا سنگال و ... كه
رهبري پر قدرت سياسي جوي آزاد درباره اين مسائل فراهم آورده، اوضاع تغير كرده و
موفقيتهاي چشمگيري حاصل شدهاست.
2ـ دانش و اطلاعات در اختيار جوانان قرار دهيد. تا قادر به حفاظت از خود باشند.
در كامبوج ـ هائيتي و زيمبابوه كه نيمي از مردم فكر ميكردند نبايد آموزش استفاده
از كاندوم را براي نوجوانان ارائه داد. دريافتند كه بعداز دريافت آموزش در زمينه
استفاده از كاندوم اينگونه جوانان راحتتر و بيشتر موضوع به تعويق انداختن فعالييت
جنسي را جدي ميگيرند. در ضمن از طريق جوامع محلي به جواناني كه به مدرسه نميروند
هم ميتوان و بايد آموزش داد كه در افريقا تجارب ارزشمندي در اين باب اتفاق
افتادهاست.
3ـ جوانان را به مهارتهاي زندگي تجهيز كنيد تا دانش خود را به مرحله عمل درآورند.
در ويتنام در مدارس و كانونهاي حضور كودكان خياباني با
playing
Role
اين مهارتها را ارائه دادهاند.
4ـ خدمات بهداشتي دوستدار جوان را به شكل فراگير ارائه دهيد
در مراكزبهداشتي تايلند يك بخش به عنوان گوشه بهداشت براي نوجوانان تاسيس شدهاست.
در ايران هم مراكز
Drop in center
و كلينيك مثلثي در سطوح مختلف به ارائه خدمات مثل درمان
STI
و توزيع سرنگ وكاندوم ميپردازند.
5ـ مشاوره و آزمايش داوطلبانه و محرمانه
HIV
را ترويج نمائيد.
از هر ده نفر آلوده 9 نفر بي اطلاعند. اين كار اقدامي مهم براي پيشگيري از ابتلاء
به عفونت
HIV
است و امكان ارزيابي رفتار خود و پيامدهاي آن را ميدهد.
نتيجه منفي آزمايش فرصتي است اساسي براي قوت گرفتن اهميت امنيت و رفتارهاي تقليل
دهنده خطر، در ايران در مراكز كلينيك مثلثي و مراكز مشاوره بيماريهاي رفتاري
دانشكدههاي علوم پزشكي ايران اين كار انجام ميشود.
6ـ كارهاي مشاركتي با جوانان را در زمينه
HIV
و بيماري ايدز ترويج دهيم. جوانان سرمايه عظيمي هستند. در لهستان جواناني به عنوان
" ماموران رايزني" آموزش ديدهاند. در ليماي پرو به گروهي جوان 24- 10 ساله به
عنوان گروه همسن و همگن ،آموزش آموزشگري دادهشد تا رفتار سالم جنسي را به گروههاي
مورد نظر هم سن خود آموزش دهند.
7ـ جوانان آلوده به عفونت
HIV
و بيماري ايدز را درگير كار نمائيد. تجارب اين جوانان به كمك ديگران ميآيدو از
سويي به آنها اميد وساختار حمايتي مناسب ميبخشد.
8ـ محيطهاي ايمن فراهم نمائيد.با ايجاد حمايت و وضع قوانين لازم.
9ـ به جواناني كه با بيشترين خطرات مواجه هستند رسيدگي كنيد. از جمله به همو
سكسوئلهاـ كودكان خياباني ـ سربازان و مهاجرين كم سن و سال، كودكان يتيم ايدز و
افراد مورد آزار جنسي. مراكز
Harm reduction
( كاهش آسيب) و
out reach
( خدمات سرپايي) در ايران بخشي از خدمات را به اين افراد ارائه ميدهند.
دكتر ناصر پرور، پزشك عمومي
بهترين راه مبارزه با اين مواد، دادن آگاهي و فراهم نمودن زمينهاي براي دستيابي به
تفريحات و شاديهاي سالم براي كليه اقشار جامعه، بالاخص جوانان است.
اهداف
توسعــه هــزاره يا
Millennium
Development Goals-
MDG
روز
15 ارديبهشت 1384 جلسهاي براي بررسي شيوه تحقق اهداف توسعه هزاره، تبيين موضوع،
بحث پيرامون نقش جامعه مدني در چگونگي اجرايي كردن اين اهداف و نحوه همكاري با
سازمان ملل متحد و دولت برگزار گرديد.
اهداف توسعه هزاره چيست؟ در سال 2000 مجمع عمومي سازمان ملل متحد، در آستانه ورود
به هزاره سوم، در اجلاس سران كشورها اهداف هزاره سوم را به تصويب رسانيد و در همان
اجلاس 189 كشور جهان از جمله كشور جمهوري اسلامي ايران متعهد شدند تا تمام تلاش خود
را براي تحقق اين اهداف به كار گيرند.
نخستین گزارش
توسعه هزاره دولت جمهوری اسلامی ایران در ماه های پایانی 2004 تهیه و منتشر گردید.
از
آنجا كه تحقق اين اهداف مستلزم تلاش همه بخش های اجتماع، اعم از دولت، بخش خصوصی و
جامعه مدني به ويژه سازمانهاي غيردولتي مي باشد، لذا جلسهي فوق با همكاري
UNDP
تشكيل گرديد.
"اعلاميه هزاره با هشت هدف ذيل كشورها را موظف مينمايد براي، ريشهكن كردن فقر
شديد و گرسنگي، دستيابي به آموزش ابتدايي همگاني، ترويج برابري جنسيتي و
توانمندسازي زنان، كاهش مرگ و مير كودكان، بهبود بهداشت مادران، مبارزه با ويروس
ايدز، مالاريا و ساير بيماريها، تضمين پايداري محيط زيست و در نهايت ايجاد مشاركت
جهاني براي توسعه، دست به دست هم داده و بيشتر تلاش كنند. هدفهاي توسعه هزاره
وسيلهاي براي سرعت بخشيدن به آهنك توسعه و اندازهگيري و سنجش نتايج فعاليت
جهانيان در اين راستا است".
در
اين جلسه كارشناسان سازمان ملل متحد و تعدادي از اصحاب جامعه مدني و سازمانهاي
غيردولتي ايران حضور داشتند.
كارشناسان ضمن ارائه توضيحاتي در مورد نحوه همكاري
UNDP
با جامعه مدني (در گذشته دفاتر سازمان ملل متحد فقط با دولتها همكاري ميكردند ولي
از سال 2005 همكاري با جامعه مدني در دستور كار اين دفاتر قرار گرفته است) راه
كارهاي تأسيس كميتهي ملي متشكل از نمايندگان جامعه مدني و كارشناسان سازمان ملل
متحد براي پيگيري اهداف توسعه هزاره مورد بحث قرار گرفت.
نحوه تشكيل كميته ملي به اين ترتيب بود، هر فرد ميتوانست در يكي از گروههاي
هشتگانه (اهداف توسعه) حضور يابد، از بين گروه سه نماينده انتخاب نمايد (در مجموع
24 نفر) و در نهايت از بين اين 24 نفر يك نماينده با انتخاب اعضاء بهعنوان نماينده
اصلي و يك نماينده به عنوان عضو عليالبدل به كميته ملي براي نشست با دولت و سازمان
ملل راه مييافت.
در
انتها افراد حاضر در جلسه در گروههاي مورد علاقه خود دستهبندي شدند، در چند كميته
كه افراد آن به حدنصاب رسيده بودند انتخابات انجام پذيرفت و هر گروه سه نفر را از
ميان خود به عنوان نماينده به
UNDP
معرفي نمود.
انتخابات گروههايي كه به حدنصاب نرسيده بود به جلسات درون گروهي بعدي موكول گرديد
تا آنان نيز نمايندگان خود را به
UNDP
معرفي نمايند. در اين جلسه مقرر شد جلسات با دفتر
UNDP
به طور مرتب ادامه يابد تا نماينده نهايي به كميته ملي معرفي گردد.
از
انجمن حمايت از كودكان و نوجوانان توانياب و انجمن حمايت و ياري آسيبديدگان
اجتماعي نمايندگاني در اين جلسه حضور داشتند.
فاطمه فرهنگ خواه
مديرعامل انجمن
حمايت از كودكان و نوجوانان توانياب
در هر كجا كه هستيم و با هر آنچه كه در اختيار داريم كاري
بكنيم
برخورد مناسب و مداخله در مورد يك معتاد
يكي از مسائل
بسيار مهمي كه اطرافيان فرد معتاد به ويژه خانواده او در پي آن هستند مواجهه با
اعتياد فرد به گونهاي است كه بتوانند تأثير مثبت در جهت تشويق و حركت به سوي
بهبودي بگذارند. اما متأسفانه در اكثر اوقات اين رويارويي تأثير مثبت اندك يا حتي
منفي دارد.
بنابراين در
اين مقاله به طور اجمالي به رويكردهاي كارا و درست در مواجهه با اين پديده
ميپردازيم.
فردي كه
گرفتار يك معتاد است بايد آمادگي صرف بخش عمدهاي از وقت خود را براي تلاش به منظور
تعيين چگونگي درمان او را داشته باشد.
ـ هرچه از
شروع اعتياد ميگذرد به تدريج مشكلات مربوطه افزونتر ميشود و به بحران تبديل
ميشود و به تدريج فاصله اين بحرانها هم كاسته ميشود. با اين همه معتادين به مواد
به طور موفقيتآميزي در مقابل درمان مقاومت ميكنند. شناخت چرايي اين مقاومت عليرغم
كشندگي بالقوه اعتياد، آنهم بدون احساس نياز به كمك بسيار مهم است.
ـ سه مانع
عمدهاي كه بين معتادين و درمان فاصله مياندازد در ذيل ميآيد:
الف) مكانيسمهاي دفاعي
1.
انكار: به
معناي ناتواني در اذعان به يك مشكل عليرغم شواهد واقعي كه در اعتياد به وفور ديده
ميشود.
2.
دليل تراشي:
توجيه براي مشكلات بوجود آمده بخاطر استفاده از مواد
3.
برونيسازي يا
ديگران را مقصر دانستن: نيروهاي خارج از وجود خود را به خاطر رفتار اعتياد آميز خود
سرزنش كردن
4.
كوچك جلوه
كردن اتفاقات تا حد بياهميت جلوه دادن آنها
اين مكانيسمها در
مبتلايان به بيماريهاي مزمن عادي است و به معناي نگاه نكردن به چيزي كه برايتان
خوشايند نيست ميباشد.
ب) شرم
معتادين به خاطر
جنبههاي اخلاقي ناراحتكننده آشكار شدن اعتيادشان از آن طفره ميروند تا غرورشان
جرحهدار نشود. اعلام بياختياري مقابل مصرف مواد نوعي ضعف به شمار ميرود و پذيرش
بيارادگي فرد، گرچه متناقضا مظهر نوعي اراده قوي در جهت ابقاء بيماري است كه
نهايتا فرد را از پاي درميآورد.
ج) فرار و اجتناب از
پيامدها
اين مهمترين و در عين
حال ابتداييترين مانع هم
هست زيرا به رغم
مشكلاتي كه براي فرد ايجاد شده توانسته با آن كنار بيايد. البته اين سازش با هزينه
عدهاي كه زندگي خود را وقف پيشگيري از اين اتفاق كردهاند حاصل شده است. در مقابل
اين سئوال كه چرا فرد معتاد درمان نميشود پاسخها معمولا مبني بر انگيزه نداشتن
است كه آن هم به اين دليل است كه مصرف مواد هنوز عواقب جدي براي او ايجاد نكرده
است.
مثلا همسر يا والدين
معتاد بار تمامي خسارت و عوارض افت كاركردها و افزايش هزينههاي فرد معتاد را بدوش
كشيدهاند پس احساس سنگيني عوارض اعتياد در فرد ايجاد نشده است.
اين افراد بايد ياد
بگيرند تا رفتارشان را تغيير دهند تا فرد معتاد مجبور شود با جنبههاي منفي
بيمارياش روبرو شود. همين رنج جسمي، روحي، مالي و قانوني است كه باعث ميشود
تمايلات انسان تغيير كند (به طرف ترك اعتياد روي آورد).
هدف فرايند مداخله مؤثر
اين است كه اگر قرار است كسي از اعتياد رنج ببرد بايد اطمينان پيدا كنيم در وهله
اول اين فرد شخص معتاد است زيرا ميتوان كاري كرد كه او از اين رنج سود ببرد.
توانمند كنندگي اعتياد
بيماري توانمند كنندگي
اشاره به رفتارهايي دارد كه اطرافيان فرد معتاد به آن دست ميزنند كه او را از
عواقب اعتيادش در امان نگه ميدارند.
قبل از هرگونه مداخله
بايد رفتارهاي توانمند كننده تعيين شود و تغيير يابد. توانمند كنندهها ميتوانند
در هر موقعيت يا شكلي حاضر باشند، مثل رئيس، همسر، دوست، پليس، درمانگر و ...،
نكته عجيب اينكه اينان بيش از همه و بيشتراز ساير افراد، از فرد معتاد شكايت
ميكنند و از او انتقاد و خردهگيري مينمايند. آنان به ظاهر گلايه ميكنند و
بداخلاقي راه مياندازند ولي در مرحله عمل طوري رفتار ميكنند كه معتاد را از رنجي
كه به طور طبيعي در اثر مصرف مواد بايد تحمل كند رها ميسازند و انگيزه تغيير كردن
او را كاهش ميدهند.
چرا افراد به
توانمندكنندگي روي ميآورند؟
زيرا در درجه اول نسبت
به فرد معتاد احساس تأسف ميكنند.
دوم آنكه قادر نيستند كه
بر حالتهاي تدافعي فرد معتاد فائق آيند.
و سوم اينكه همانطور كه
معتادان براي مصرف بهانه ميآورند توانمندكنندهها هم چنين ميكنند.
از توانمندكنندههاي مهم
روانشناسان و رواندرمانگران هستند زيرا چنين آموختهاند كه اعتياد نتيجه مشكلات
رواني يازمينه اجتماعي فرد است آنها به طور خود كار بحث را از مصرف مواد مخدر
برگردانده به مسائل ديگر ميپردازند.
همان كساني كه رفتار
توانمندكنندهشان سبب سرحال ماندن بيمار ميشود و بعد در مقابل عواقب اين امر كاملا
احساس عجز و ناتواني ميكنند دقيقا همان كساني هستند كه ميتوانند بيش از هر كس
ديگر در هدايت معتاد به سوي درمان مؤثر باشند. زيرا معتادان از نظر روحي بسيار
وابسته به توانمندكنندههايشان هستند. بنابراين ميتوان نتيجه گرفت كه اگر توانمند
كنندهها رفتارشان را عوض كنند و تبديل به افرادي شوند كه مداخلهگر ناميده ميشوند
احتمال دارد كه معتادان هم مجبور شوند رفتارشان را تغيير دهند.
ابتداييترين هدف
مداخله، تشخيص رفتارهاي توانمند كننده در اطرف فرد معتاد و ترغيب توانمندكنندهها
به تغيير اين رفتارها است.
مثلا اگر همسر فرد
معتادي در حقيقت نقش پرستار خصوصي و بيجيره و مواجب را بازي ميكند بايد رفتارش را
تغيير دهد.
اگر فردي دوست الكلي خود
را در جايي مشغول به كار كرده كه توان انجام مسئوليتهايش را ندارد و او مجبور
ميشود بخاطر دوستي عوارض آن را تحمل كند و دم برنزند رفتار توانمندكنندهاي در
پيش گرفته است.
بيماري توانمندكنندگي
تاحدي شبيه تخت روان استكه معتاد بر آن نشسته و بر دوش توانمندكنندهها قرار گرفته
است. به طوري كه فرد معتاد احساس ميكند بدون مشكلي خاص ميتواند به مصرف مواد و
اعتيادش ادامه دهد.
اولين قدم براي درمان
اعتياد افراد، درمان توانمندكنندگي اطرافيان اوست.
اگر كسي چنان به طور
وسواسي درگير فرد معتاد شده كه تمام كارهايش مختل شده است يا اشتغال ذهني تمام و
كمالي پيرامون اعتياد فرد معتاد پيدا نموده و يا فردي كه به طور كامل مستأصل شده و
نميتواند براي حل مشكلاتش تصميم قاطعي بگيرد چون تمام حواسش در جاي ديگر است و
نميخواهد واقعيت را آنچنان كه هست بپذيرد، بايد دقت نمائيم .
اينان همان افراد
توانمندكننده هستند كه بايد خود را به نوعي اصلاح كنند و تبديل به فردي شوند كه به
عنوان مداخلهگر ميتواند نقش تعيينكننده براي حركت به سوي بهبودي فرد معتاد داشته
باشد.
دكتر
ناصر پرور، پزشك عمومي
نابرابري همبستران در تصميم گيري براي انتخاب روش ارتباط جنسي، خطر ابتلا را
افزايش ميدهد
خط احياء
با گذشت نزديك به
سه سال از راهاندازي و تاسيس خط احياء همچنان جلسات هفتگي اين خط به منظور ارتقاء
سطح علمي، مشاوران، تبادل اطلاعات و تجربه، غنيسازي و بهبود عملكرد در حال برگزاري
است. در اين راستا مطالب آموزشي سه ماهه اول سال 1384 با موضوعات زير مورد بحث و
بررسي قرار گرفت:
1ـ خشونت
خانوادگي: اين جلسه به منظور شناخت مشاوران خط از خشونت خانوادگي و نحوه انتخاب
بهترين پاسخ و راهنمايي به مراجعين خط برگزار گرديد.
2ـ بيماريهاي
آميزشي (سيفليس، سوزاك، كلاميديا،
STD):
به منظور آشنايي مشاوران خط با علائم راههاي انتقال و تفاوتهاي اين بيماريها با
يكديگر و در مجموع،
HIV
/ايدز براي انتخاب بهترين پاسخ به مراجعيني كه نگراني از رفتارهاي جنسي خود دارند
برگزار گرديد.
3ـ هپاتيت (A,B,C):
هدف از اين جلسه شناخت نشانهها، علايم و راههاي انتقال اين بيماري پرشيوع بود
بويژه آن كه نحوه انتقال مشتركي با عفونت
HIV
دارد.
4ـ تعاريف و
شاخصهاي اعتياد و وابستگي به مواد: اعتياد به عنوان مهمترين آسيباجتماعي حدود 4
ميليون نفر را درگير كرده بنابراين شناخت شاخصهاي آن به طور دقيق امري ضروري به
نظر ميرسد.
5ـ سبب شناسي و
علل اعتياد: آگهي از پديده چند وجهي اعتياد و علل اجتماعي، فردي، رواني، محيطي،
خانوادگي و فرهنگي... هدف اين جلسه آموزشي بوده است.
6ـ نشانههاي مصرف
مواد و انواع مواد اعتيادآور: شناخت از انواع مواد اعتيادآور و آثار گاه بسيار
متفاوت آنها كه شناسايي به موقع اعتياد را سخت ميسازد. هدف اين جلسه آموزشي بوده
است.
7ـ درمان اعتياد
(دارويي و غيردارويي): باورهاي غلط و اطلاعات ناقص و عملكرد غيرعلمي در اين زمينه
لزوم شناخت دقيق از روند درست درمان را ايجاب ميكند كه اين جلسه آموزش با اين هدف
برگزار گرديده است.
8ـ چگونگي شناخت
اعتياد و رفتار مناسب توسط افراد خانواده: طرز برخورد اطرافيان فرد معتاد نقش بسيار
تعيين كنندهاي در ادامه روند اعتياد يا بهبودي آن دارد كه در جلسه آموزشي فوق در
اين مورد بحث شد.
9ـ وابستگي
متقابل:
به منظور
آشناسازي مشاوران با مفهوم وابستگي متقابل جلسهاي تحت اين عنوان برگزار گرديد.
وابسته متقابل فردي است كه به فرد ديگر اجازه ميدهد با رفتارش بر او تاثير بگذارد،
و به طرزي وسواسگونه در صدد تسلط بر آن فرد برميآيد.
|