|
|
پاي تماشاي رقص آنها كه هرچه اوج گرفتند، پستتر شدند
ایسنا 18 ارديبهشت 1386
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: آسيبهاي اجتماعي
چرا هر چي از صبح زنگ زدم، گوشي رو برنداشتي؟ خونه نبودي؟ آخه چند بار بگم دوست ندارم پاتو بيرون بذاري!
قناري تكوني به خودش داد، ساعت 4 صبح بود. باز هم نتونسته بود جلوي خودشو بگيره، سيني قرصها رو كه ميگردوندند، بدجوري وسوسه شد، مست بوي سيگار و مواد الكلي، با جاز ميرقصيد: «نكنه سپيده رفته باشه بيرون، تازگيها خيلي به خودش ميرسه، داشتم مياومدم، يواشكي SMS ميزد، اگه ... ! چيكار كنم؟ عطرش بوي ديگهاي ميداد، نكنه ...!»
صداي قناري بلند شد، توي قفس اين ور و اونور ميپريد، انگار تو عالم ديگهاي سير ميكرد.
«مگه با تو نيستم؟ از من بهتره؟»
قناري سرش رو به طرف مرد چرخاند: «دوست داشتم برم بيرون، برو ديگه نميخوام ببينمت.»
قناري از روي ميله تو قفس پريد پايين. «كجا ميري؟ تو بيجا كردي كه پاتو از در اين خونه بيرون بذاري.»
خورشيد مستانه سرش رو از پشت ابرها بيرون كشيد، انگار اون هم ميترسه خودشو نشون بده.
سپيده از توي اتاق داد ميزد: «داري با كي حرف مي زني؟ بذار حساب اين ديوونه رو برسم، بعدش ميام سراغ تو.»
خون جلوي چشماش رو گرفته بود، لكه ننگ رو بايد از زندگيش پاك ميكرد، قناري آواز ميخوند، نوك كارد كنار طاقچه برقي زد، ديگه صداي قناري نيومد، تيزي كارد قلبش رو شكافته بود تا اون لكه ننگ پاك بشه.
مرد آروم شد. خون، طاقچه رو گرفته بود، صداي جاز بلندتر شد، خورشيد بالا اومد.
سپيده فرياد ميزد: «چرا اينو كشتي؟»...
نور خورشيد از لاي پرده ميتابيد. وحيد از ديشب كه براي اولين بار «اكس» تركونده بود، بالا و پايين ميپريد، چراغها خاموش بودند، نور مانيتور بدجوري چشمش رو اذيت ميكرد، توي تاريكي شب، عينك آفتابي زده بود تا بيشتر در ظلماتي كه ساخته بود به هر چي دوست داشت فكر كنه.
آرزوهاش مثل قطار جلوي چشمش راه ميرفتند، عرق از سر و صورتش ميريخت، نفسش بند اومده بود، پاهاش سست و بيحال شده بود، خسته بود، ديگه نميخواست زندگي كنه. هر چي بدبختي داشت رو سرش خراب شدن، روي تخت افتاد و ناله كرد.
سال سوم فيزيك كاربردي بود كه با حشيش آشنا شد، بعد ديگه نتونست درسش رو ادامه بده. ميگه: «ساقيهاي نزديك خونمونو شناسايي كرده بودم، باهاشون قرار ميذاشتم و مواد رو تحويل ميگرفتم، تهيه قرصها خيلي راحته، از بازار گرفته تا پاركشهر، حتي تا خود تجريش هم پاتوق بچهها بود. ميگفتن نشئگي خاص خودشو داره، يه شب كه شيشه بهم حال نداد، يه دونه از اون قرصها رو هم باهاش خوردم. تا صبح تنهايي ميرقصيدم.»
به گزارش خبرنگار «اجتماعي» ايسنا به اعتقاد كارشناسان حوزه درمان و ترك اعتياد، بيشتر متقاضيان قرصهاي محرك، دختران و پسران 18 تا 23 سالهاي هستند كه به دليل خلا عاطفي و رواني براي مصرف محركها تحريك شدهاند. آنها همچنين «كنجكاوي»، «لذتجويي» و «برطرفكردن مشكلات درماني و جسمي ــ رواني» را از جمله مهمترين علل گرايش به مصرف مواد مخدر بيان ميكنند.
در اين زمينه دكتر جلاليان، از كارشناسان مركز ترك اعتياد آريا در گفتوگو با ايسنا توضيح داد: مواد محرك بر روي سيستم اعصاب مركزي اثرات مخربي بر جاي ميگذارد و شايعترين نوع آنها در ايران شيشه است.
وي، حس اعتماد به نفس، شادي دروني، كمخوابي، كماشتهايي، انرژي فوقالعاده زياد، عصبانيت، تحريكپذيري بالا و همچنين توهم را از علائم مشترك اين نوع محركها ناميد.
اين كارشناس ترك اعتياد در ائدامه اذعان كرد: اكثر افراد به دليل داشتن تجربه مثبت از مصرف محركها، ترجيح ميدهند در دفعات بعد نيز از آنها استفاده كنند و در اين شرايط گاهي فرد ميتواند بدون توقف و به مدت 24 ساعت تمام از قرص و ماده محرك استفاده كند.
وي ادامه داد: گاهي توزيعكنندگان براي كسب سود بيشتر، تركيبات شيميايي و سمي ديگري نيز به مواد مخدر مصرفي در كشور اضافه ميكنند و لذا اين ناخالصي مواد مخدر مشكلات زيادي را براي كبد و سيستم دستگاه تنفسي مصرفكنندگان به وجود ميآورد.
به گفته دكتر جلاليان، اثرات محرك و شبه اپينفريني در سيستم قلبي، باعث افزايش فشار خون و وارد شدن انرژي زياد به قلب ميشود و در بعضي مواقع امكان دارد زمينه سكته و ايست قلبي را نيز فراهم كند.
وي همچنين در توصيف وضعيت خانوادگي مصرفكنندگان مواد مخدر اظهار كرد: بيشتر اين افراد در خانوادههاي از هم گسيخته زندگي كردهاند و به دليل مشكلات رواني و عاطفي بين والدين، فرزندان آنها به اين راه كشيده شدهاند.
در اين زمينه دكتر فرهوديان، روانپزشك، در مورد علل گرايش جوانان به مواد محرك گفت: مواد مخدر جديد از جمله محركها، جايگاه خود را در ميان جوانها و نوجوانان به خصوص در سنين پايين باز كردهاند و به نظر ميرسد مصرف آن بين پسرها بيشتر باشد، اما با مراجعه هر پسر متوجه ميشويم كه يك شريك دختر هم براي مصرف داشته است.
وي ادامه داد: از آنجا كه اثرات اين مواد بر عكس مخدرهاي سنتي آرامبخش، احساس نشاط و اعتماد به نفس به فرد داده و از آنجا كه روابط اجتماعي او را بهتر ميكند، در سطح دنيا مورد توجه بسياري از جوانان واقع شده است.
به گزارش ايسنا، دكتر محمدعلي شهركي، روانپزشك نيز در مورد اثرات مخرب اين نوع محركها توضيح داد: اثرات كوتاه مدت مواد، ورم مغزي و در نتيجه مرگ را به دنبال داشته و ممكن است رفتارهايي از فرد سر بزند كه در حالات عادي نتواند آن را انجام دهد؛ اما در اثرات دراز مدت، با تخليه ذخاير سروتونين مغزي، فرد دچار افسردگي، افت شديد عملكرد شغلي، اجتماعي، خانوادگي و تحصيلي ميشود.
وي در مورد اثرات مخرب ماده محرك شيشه نيز گفت: ممكن است مصرفكننده شيشه، دچار جنون يا سايكوز شده و در وي بدبيني ايجاد شود و معمولاً اين عده با به دست آوردن انرژي فوقالعاده تمايل دارند خشونت خود را با اسلحه يا هر وسيله ديگر نشان دهند.
به اعتقاد اين كارشناس، مصرف كوتاه مدت شيشه كه با نامهاي «كريستال» يا «متامفتامين» نيز شناخته ميشوند، ميتواند باعث افزايش انرژي و سرزندگي در فرد شود، اما بررسيها نشان ميدهد كه اثرات درازمدت مصرف شيشه، نواقصي را در مغز ايجاد ميكند كه در مغز افراد طبيعي وجود نداشته و بدتر اين كه اين اثرات با قطع مصرف نيز از بين نميرود.
وي همچنين اظهار كرد: بعضي افراد به تصور اين كه شيشه، اعتيادآور نيست به سراغ آن ميروند، اما نميدانند كه ماده مخدر شيشه موجود، متامفتامين خالص نبوده و در اصل با مادهاي شبيه به هروئين يا ناخالصيهاي ديگر مخلوط شده است.
اتوبان تاريك و خلوت بود، «206» معلوم نبود ديوانهوار به كجا ميخواد بره. مجيد روي پنجره ماشين نشسته بود، داد ميزد: «گاز بده، اينقد يواش نرو.»
رضا هنوز پارك نكرده بود كه مجيد رفت رو سقف تا از اون بالا دور بزنه از پنجره اون طرفي بشينه پشت فرمون و به قول خودش گاز بده.
خودش ميگه: «الان كه خوب فكر ميكنم، باورم نميشه چطور تونستم اين كار رو بكنم. توي يك مهماني با قرصها آشنا شدم، در عرض سه ماه به ديوانگي رسيده بودم، طوري كه فكر ميكردم خانوادهام دشمن خوني من هستن. بعد از 6 ماه شيشه كشيدم، حافظه كوتاه مدتم رو از دست داده بودم، وقتي كه ميتركوندم هر اتفاقي ممكن بود پيش بياد، كوچكترين حسي مساوي بود با محقق شدن آن.
مجيد 41 سالش بود، از 16 سالگي با ترياك شروع كرده بود، به قول خودش توي پارتيها، قرصها رو با نامهاي فاز «شادي»، «رقص» و «غصه» پخش ميكردن، ولي اونجا كسي به اين حرفها گوش نميكرد، فقط ميخواستي خودت رو مثل بقيه كني. تا 18 ساعت تو نشئگي بودم ولي بعدش عصبي ميشدم، آنقدر كه لبمو ميخوردم.
...هيس! هيچي نگيد دارن ميان. پشت درن، سه نفر از اون بالا، آسمون اومدن. اون بيرون، با من كار خصوصي دارن، نميتونم بهتون بگم، قد بلنده داره مياد تو: «سلام، خوش آمدي!»
تا پارسال كراك ميكشيد، ترك كه كرده بود بهش گفتن «شيشه»، مخدر نيست، اثر بدي هم نداره، بزن، حالشو ببر.
اينجا بيمارستان رواني «...» تهرانه. بابك تنها 25 سالشه. به خاطر مصرف بيش از حد شيشه آوردنش اينجا، اينا رو دكتر جلاليان ميگفت. تازه ميگفت، بابك روزي 50 هزار تومان شيشه مصرف داشته. در فرهنگ كشورهايي مثل ايران، پاكستان، افغانستان و تركيه، مخدر سنتي و اصلي ترياك است، اما در كشورهاي آمريكاي جنوبي و كلمبيا، كوكائين و محركها رواج بيشتري دارند.
دكتر شهركي، هروئين و كراك را در دسته جديدترين مخدرها و خانواده آمفتامينها مانند شيشه، اكستازي، اسيد، PCP يا گرد فرشته را در زمره مواد محرك و توهمزا دستهبندي كرد و به ايسنا گفت: مواد توهمزا و محرك كه ماده اصلي نوع محركها، كوكايي است، معضل اصلي جامعه شدهاند.
دكتر جلاليان نيز در خصوص عود مجدد توضيح داد:90 درصد بيماريهاي پزشكي، عودپذير هستند و در نتيجه اگر اعتياد به عنوان بيماري رواني ــ جسمي به رسميت شناخته شود، بازگشت مجدد آن نيز به رسميت شناخته ميشود.
وي اظهار كرد: فاكتورهاي مختلفي از جمله اجتماعي، خانوادگي، سياسي و ... ميتوانند در عود مجدد سهيم باشند.
دكتر فرهوديان نيز با اشاره به اين كه در پزشكي براي مواد مخدري چون ترياك و مورفين، مواد جايگزيني براي ترك ساخته شده است، ادامه داد: تا كنون براي مواد محرك، درمان جايگزيني شناخته نشده و به همين دليل، درمان اين نوع اعتياد بسيار سخت بوده و بيشتر به درمانهاي روانپزشكي نياز دارد.
به گفته وي، براي پيشگيري از مصرف اين نوع مواد در جامعه بايد فرهنگسازي و اطلاعرساني دقيق و مناسبي صورت گيرد؛ چرا كه درصد بسياري از مصرفكنندگان از خطرات مواد براي مغز ناآگاهند.
وي اظهار كرد: جاي اطلاعرساني در مورد اثرات اين مواد در مدارس و رسانههاي گروهي خالي است.
همچنين دكتر شهركي با اشاره به اين كه توزيعكنندگان مواد محرك و مخدر، جوانان بيكاري هستند كه درآمد چنداني ندارد، اذعان كرد: از آنجا كه درآمد فروش اين گونه مواد بسيار خوب است افراد به خريد و فروش آن روي ميآورند.
اين حرف آخره وحيده: «توي اكسپارتيها رفتارهايي رو ديدم كه برام قابل قبول نبود. اونا هيچ اولويتي براشون مهمتر از مصرف نبود، دست به خيلي كارهاي وحشتناك ميزدند، خدا رو شكر كه نگذاشت به اوج پستي برسم، خدا رو شكر...»
|
|