|
|
درد بي خبري حادثه و خوش خيالي ما
براي مديريت بحران چه کرده ايم
اعتماد 22 مهر 1386

مسعود مير
مديرکل درمان و بازتواني ستاد مبارزه با مواد مخدر از تصويب قانون نظارت بر کيفيت داروهاي درمان اعتيادتازه ترين اخبار هم به گرد ماندگي آغشته اند. اصلاً تا اتفاقي نيفتد خبر معني ندارد اما واژه ها آنقدر قدرتمند هستند که بتوان آنها را به خيال رويدادي به هم زنجير کرد و حادثه آفريد. بهانه يک خيال است. خيالي هولناک که البته واژه شناسي اش بسيار قابل تحمل تر از هجي کردن واقعيت است. حرف از لرزيدن به ضرب زلزله است. تصور نيامده اش لرزه به جان مي اندازد و اگر بيايد....
حرف تکرار
يران در تيم
ده گانه کشورهاي حادثه خيز دنيا عضو است. ژاپن، امريکا، چين،
استراليا، زلاندنو و... بايد پذيرفت فلات ايران باعث ثبت شدن نام
کشور ايران در ميان اين حادثه خيزها است.
فلات ها همواره
پتانسيل بروز حوادث طبيعي به ويژه زلزله را دارند و تنها جلگه ها
هستند که هيچگاه نمي لرزند. ايران اما تنها جلگه خوزستان را در
پازل خود جاي داده و مابقي تکه هاي پازل لرزه پذيرند. ترس از
زلزله و ديگر حوادث طبيعي شايد از ويژگي هاي دوران ما است. نبايد
فکر کرد که پيش از ما بلايا چندان ناراحت کننده نبوده اما جمعيت
کم و پراکندگي آن هيچگاه باعث به وجود آمدن يا حتي تصور يک حادثه
طبيعي در ابعاد غم انگيز فاجعه نمي شد. تراکم جمعيت، ايجاد
شهرهاي بزرگ و ساخت بناهاي چندين طبقه براي درست کردن يک فاجعه
به مقدار کمي چاشني حادثه نيازمند است.
مديريت
بحران ، تنها در تهران
هنوز خبري از آوار بم
نبود که کابينه سيدمحمد خاتمي در يک شب زمستاني قرار گذاشتند
زلزله و ديگر حوادث طبيعي را جدي بگيرند و پايتخت را براي مقابله
با آن آماده کنند.در پايان جلسه آن شب کابينه در سال 1379 مصوب
شد شهر تهران طرح جامع مديريت بحران داشته باشد و کميته ملي کاهش
اثرات بلاياي طبيعي هم براي اين مهم برنامه هاي مختلف ارائه کرد.
البته مثل تمام کارهاي ديگر دير سراغ طرح جامع مديريت بحران
رفتيم. الگوي استاندارد دانش مديريت بحران در سه دهه گذشته شکل
گرفته و امريکا، ژاپن، استراليا و روسيه جزء پيشگامان اين طرح به
شمار مي روند. معتبرترين الگوي اجرايي اين کشورها طراحي ساختار
مديريت بحران در شهرها است. به عنوان مثال توکيو داراي اتاق
بحراني است که در صورت وقوع حادثه تمام مسوولان و مديران شهري در
آن جمع مي شوند و با توجه به اطلاعات موجود براي عبور از شرايط
بحراني تصميم مي گيرند. در اين تصميم گيري مهمترين موضوع داشتن
گزارش هاي دقيق و جزئي از حادثه است. رئيس اين اتاق بحران
«فرمانده حادثه» ناميده مي شود. جالب اينجا است که بدانيد
کشورهايي مثل روسيه، چين و ترکيه وزارتخانه يي به نام حوادث
غيرمترقبه يا حوادث و سوانح دارند اين در حالي است که در ايران
تنها شهر تهران از نعمت داشتن سازمان مديريت بحران بهره مند است.
اين سازمان در واقع بازوي اجرايي ستاد مديريت بحران شهر تهران
است. رياست ستاد بر عهده شهردار تهران است.
زلزله
بوروکراسي
شهردار رئيس ستاد مديريت بحران شهر
تهران است. اگر اين ستاد در تمام ايران فعال باشد مديريت آن
برعهده رئيس جمهور يا وزير کشور خواهد بود. جالب اينکه متولي
مديريت بحران در کشور اصلاً معلوم نيست و بعد از مصوبه هيات دولت
مبني بر لزوم برنامه ريزي جدي و جامع براي مقابله با حوادث
غيرمترقبه هر سازمان بنا به سليقه، امور مربوط به خودش را رتق و
فتق مي کند. بد نيست بدانيد بعد از اقدام شهرداري تهران براي
هدايت سازمان و ستاد مديريت بحران حالا مشهد، شيراز، تبريز و
اصفهان هم در حال تلاش براي پي ريزي چنين ستادهايي هستند. البته
نبايد فراموش کرد که شهرداري تنها از اين حيث که قدرت اجرايي
بالايي دارد رياست ستاد مديريت بحران را در اختيار دارد وگرنه
برخلاف بسياري از کشورها اختيارات شهرداري ها در ايران بسيار
اندک است. دکتر حسيني رئيس سازمان مديريت بحران شهر تهران اما
معتقد است که گسترش ستادهاي بحران هم اتفاق مبارکي است چون تا
همين چند سال پيش حتي يک سازماندهي اوليه هم در مبارزه با حوادث
غيرمترقبه در ايران وجود نداشت. او مي گويد؛«بالاخره بايد متولي
اصلي مديريت بحران در اين کشور مشخص شود. نمي توان انکار کرد که
در صورت بروز حوادث بخش هاي مختلفي درگير ماجرا مي شوند اما يک
مرکز اصلي بايد اين زنجيره را به هم متصل کند.» حسيني از طرحي
خبر مي دهد که به زودي در مجلس مطرح مي شود و براساس آن گام هاي
ابتدايي تاسيس سازمان مديريت بحران کشور برداشته خواهد شد. البته
اينکه در اين روزهاي انحلال انواع سازمان هاي دولتي آيا سازماني
تاسيس خواهد شد و مهمتر آنکه کشوري به حادثه خيزي ايران، براي
مديريت بحران نياز به سازمان يا وزارتخانه دارد ديگر دغدغه هايي
هستند که به سرعت در ذهن شکل مي گيرند.
2800،
بدون لرزه
مديريت بحران از نظر کارشناسان در يک
چرخه سه مرحله يي تعريف مي شود؛ پيشگيري، مقابله و بازسازي. براي
اجراي اين چرخه ابتدا بايد مشخص شود چه مراکزي در اين چرخه سهيم
هستند. «براساس نظر کارشناسان مديريت بحران در دنيا در صورت وقوع
حادثه يي چون زلزله خدمات رساني 25 تا 30 مرکز مهم مختل مي شود
که برق، آب، گاز، مخابرات، امنيت و انتظامات، امور حقوقي و حمل و
نقل مهمترين آنها هستند.» رامين رادنيا مسوول روابط عمومي سازمان
مديريت بحران شهر تهران حرف هايش را اينگونه ادامه مي دهد؛ «در
کشورهاي حادثه خيز دنيا اين مراکز در معرض آسيب داراي برنامه
هايي ويژه و همسو با مراکز مديريت بحران هستند تا در صورت وقوع
حادثه در کمترين زمان ممکن زندگي را در شهرها و مراکز مختلف احيا
کنند.» در ايران هم انجام امور پيشگيرانه در راستاي کاهش آسيب
بحران در سال 69 و بعد از زلزله شديد رودبار و منجيل شکل جدي تري
به خود گرفت. در آن سال دولت در بخشنامه يي که به شهرداري ها
ابلاغ کرد ساخت واحدهاي مسکوني بدون در نظر گرفتن اصول مهندسي
ضدزلزله را ممنوع کرد. اين دستورالعمل که در شهرداري ها به آيين
نامه 2800 معروف است سازندگان خانه ها را مجبور مي کند تا در
هنگام ساخت خانه رضايت فني مهندسان شهرداري را جلب کنند و پيش از
ساخت هم نقشه ساختمان را به امضاي آنان برسانند. رادنيا درباره
کيفيت اجراي اين آيين نامه به نکته جالبي اشاره مي کند؛ «درست
است که در اجراي اين آيين نامه تخلفي صورت نمي گيرد و نمي توان
از اجراي آن سر باز زد ولي بايد اقرار کرد در مواردي اين آيين
نامه بد اجرا مي شود يا به عبارتي ديگر در اجراي آن کم توجهي مي
شود.» علاوه بر اجراي آيين نامه 2800 ، ساماندهي سازمان و ستاد
مديريت بحران شهر تهران را هم بايد گامي ديگر در توجه به چرخه
مديريت بحران قلمداد کرد. با اين تفاوت که در کشورهاي حادثه خيز،
اين ستادها در همه شهرها و حتي روستاها فعال است و مراکز مرتبط
با آن هم برنامه هاي اجرايي مفصلي دارند اما در ايران فعلاً
تهران از وجود اين ستاد بهره مند است و اين ستاد هنوز هم براي
دريافت برنامه هاي جدي مراکز مرتبط نظير اداره هاي آب، برق، گاز،
صداوسيما، نيروهاي مسلح، بسيج و دانشگاه هاي علوم پزشکي و
بهزيستي در انتظار به سر مي برد. ارائه برنامه هاي اين مراکز
براي انجام امور اجرايي و انجام تصميم گيري ها در هنگام وقوع
زلزله بسيار ضروري خواهد بود. شايد با چند مثال ساده بتوان موضوع
را بهتر توضيح داد. بهشت زهراي تهران روزانه حدود 40 متوفي را
پذيرا است. حالا بايد ديد اين سازمان در صورت وقوع زلزله در
تهران براي کفن و دفن چندين هزار فوت شده چه برنامه يي دارد.
رادنيا با چند مثال کوتاه قصد دارد ما را نسبت به فعال و مرتبط
بودن مراکز حياتي با ستاد مديريت بحران آگاه کند؛ «مدارس و
دانشگاه هاي علوم پزشکي در گام اول بحث مقاوم سازي ساختمان هاي
خود را در دستور کار قرار داده اند. بهشت زهرا در حال ساخت سوله
هاي اضطراري در گورستان بزرگ شهر است. اداره گاز اين روزها در
تهران شيرهاي قطع کننده گاز را نصب مي کند تا در صورت وقوع
حادثه، گاز مناطق مختلف قبل از بروز انفجار يا نشتي قطع شود. به
عبارت بهتر اين مراکز مديريت بحران را از خود شروع کرده اند تا
در صورت وقوع حادثه به قولي «زمين گير»
نشوند.»
يک پلان مرگ
تا لحظه يي
که زمين لرزه به جان خود نيندازد همه چيز در حد حرف و کاغذ است.
تنها وقتي مي توان ادعا کرد که مديريت بحران را مي دانيم که در
صورت وقوع زلزله تلفات اين زلزله بسيار ناچيز باشد و بويين زهرا
و رودبار و بم تنها خاطره يي شوند در کنج ذهن. براي رسيدن به اين
آرزو بايد توقع داشت مديران مراکز مرتبط با بحران تنها يک پلان
ذهني از بروز حادثه را با خود مرور کنند. حادثه به درد بي خبري
دچار است. شايد همين حالا...
|
|