|
انـجـمـن حـمـايـت و يـاري آسـيـب
ديـدگـان اجـتـمـاعـي
احــيــا
ارزشــهــا
گفتگو
با هنرمند خوشنویس فرشته جمشیدی
می
خواهم اولین باشم
پری
ناز ژندی- سامان عابری
فرشته جمشیدی هنرمند خوشنویس و با ذوقی است که با روح لطیف خود مشکلات
زندگیش را صیقل داده و قلم را وسیله ارتباط خود و جامعه قرار داده است. این
هنرمند الگوی توانایی است که که نه تنها معلولیت جسمی مانع از پیشرفت و
ایفای نقش اجتماعی او نشده است بلکه توانسته در سطح بالایی در هنر بدرخشد.
او آرام و سنگین به انجمن آمد سرشار از زندگی بود و از مشکلات خویش گفت او
حتی گفت که هنگام تولدش دکتر پیشنهاد از بین بردن او را به والدینش داده
اند! اما یک پری آسمانی غمگین و شرمگین از این پیشنهاد، فرشته کوچک خویش را
در آغوش فشرد واو را با یاری همسر مهربانش شکوفا کرد . فرشته آن روز با
مادر خویش آمده بود. حالا فرشته از خود می گوید...
-
اولین فرزند
خانواده هستم که در تیر سال 1349 به دنیا آمدم 3 خواهر دیگر هم دارم. مدرسه
عادی رفته ام سخت بود اما تاثیر خوبی در برقراری روابط اجتماعی من داشت؛
مادرم مرا بغل می کرد تا در مراسم صبحگاهی مثل سایر دانش آموزان مراسم را
اجرا کنم.
-
چند
سال است که به طور جدی خوشنویسی می کنید اصلا چرا خوشنویسی؟
-
من ده سال است که
خط کار می کنم؛ روی آوردن من به خط یک اتفاق ساده بود روزی خواهرم در
خیابان کارت تبلیغات کلاس های خوشنویسی جهاد دانشگاهی را با خود به خانه
آورد خانواده ام مرا تشویق به ثبت نام در این کلاس ها کردند. من ثبت نام
کردم اما پس از مدتی به دلیل قدیمی بودن ساختمان و نداشتن سطح شیب دار برای
تردد با ویلچر، به فکر استفاده از استاد خصوصی افتادم. که انسان بزرگی به
نام آقای رمضانی این کار را پذیرفت آن هم در ازای مبلغ ناچیزی که به اصرار
خودم آن را قبول کردند. بالاخره پس از 10 ماه آموزش ایشان تشخیص دادند که
می توانم در انجمن خوشنویسان شرکت کنم، اتفاقا در امتحان رتبه متوسط آوردم
و بدین ترتیب وارد انجمن خوشنویسان شدم.
* هنرخوشنویسی
از دیدگاه شما چه تعریفی دارد؟
-
خط یک جور هنر نوشتاری است،
من در خط یک جور قداست می بینم. چیزی است که من به آن اعتقاد دارم صدای
بسیار بسیار نزدیکی است که به گوش خدا می رسد می گویند صدا به گوش خدا می
رسد ناله شهیدی که در میدان جنگ به شهادت می رسد، صدای مومنی که در دل شب
با خدا راز و نیاز می کند و صدای خطی که در دل شب نوشته می شود یعنی صدای
قلمی که روی کاغذ نوشته می شود.
* خانم جمشیدی
سوژه مهمتر است یا طرح؟ اصلا معیار انتخاب شما برای تحریر چیست؟
-
نکته مهم این است که باید
زیبا و تاثیر گذار باشد یعنی زمانی که بیننده آن را نگاه می کند
چیزی توجه او را به خود جلب کند و او چیزی از آن درک کند.
* شما به
عنوان یک هنرمند خود ساخته، به طور طبیعی درد دل متفاوتی دارید از آنها
بگویید.
-
یکی از مشکل ها تردد است به
طور کلی در جامعه چندان توجهی به ساختن سطح های شیب دار نمی شود به طور
مثال من تا به حال فضای مترو را ندیده ام. چرا در کنار هر پلکانی یک سطح
شیب دار نمی سازند؟ فکر نمی کنم هزینه چندانی داشته باشد.
در سطح خانواده ها باید از
فرندان معلولشان حمایت کنند البته لازم است تا مسئولان کلاس های آموزشی
برای خانواده ها ترتیب دهند تا آنها بدانند با فرزندان خود چگونه برخورد
کنند ایجاد نگرش مثبت برای خانواده هایی که دارای فرزند معلول هستند
بهترین کمک و حمایت از معلولان جامعه است.
امیدوارم روزی جامعه ما روش
برخورد صحیح و اخلاقی با یک معلول را بیاموزد.
-
تا
کنون به ادامه تحصیل در دانشگاه فکر کردید؟
-
بله من به رشته روانشناسی
بسیار علاقه مندم. در کنکور سراسری هم شرکت کردم و اسمم در لیست پذیرفته
شدگان این رشته در روزنامه هم چاپ شد اما به علت مشکلات تردد و حضور در
کلاس و کارورزی و... منصرف شدم.
-
و اما
بزرگترین آرزوی شما...
-
کتابت قرآن کریم؛
آرزو دارم روزی یک اثر هنری مانا و جاودان خلق کنم آنهم کتابت قرآن کریم
است. قبل از من خانم های هنرمند ایرانی این کار ار کرده اند یکی از آنها
سرکارخانم مقصودی است. ولی تا به حال یک خطاط زن معلول چنین کاری نکرده
است من آرزو دارم اولین زن ایرانی خطاط معلول ایرانی باشم که چنین کاری می
کند.
-
و این همان
لحظه پرواز است. سهراب سپهری می گوید: تنها
عشق مرا رساند به امکان پرنده شدن، آیا شما پرنده
شدید؟
-
طی سالهایی که از
زندگی ام می گذرد؛ به تدریج؛ آهسته آهسته احساس پرنده شدن شدن پیدا کردم؛
تغییرهای محسوسی که در زندگی و هنر من اتفاق افتاد مرا رساند به امکان
پرنده شدن. هنر بال های پرواز من است من خودم را در هنر پیدا کردم. بیاد
دارم در زمان مدرسه مدام فکر می کردم در آینده چه کنم؟ مسیر زندگی ام را به
کدام جهت حرکت دهم ؟ تا اینکه بالاخره روزی این اتفاق برایم افتاد. مسیر
زندگی آن زمان برایم روشن شد که وارد عرصه هنر شدم احساس کردم الهامات
درونی مرا به یک سمت مشخص هدایت می کنند خط به من پاسخ گفت. احساس کردم خط
مال من است و با این هنر به جامعه معرفی می شوم من توانمندی هایم را در هنر
شناختم.
|
یک تجربه ناب
مادر تکیه گاه
امنیتی کودک؛ منبع آرامش خاطر و مظهر صفا و صمیمیت است.
پیشوائی است که کودک امنیت و آرامش را فقط در آغوش او جستجو می
کند در برابر تصادم های زندگی به امید پناهندگی به او خود را
نگه می دارد. در برخورد و نشست صمیمانه ایی که با فرشته جمشیدی
داشتیم حس اعتماد به نفس ایشان؛ توانایی برقراری یک رابطه گرم
و دوستانه و روحیه قوی وی چنان چشمگیر و شفاف بود که حتی می
توانست هنر خطاطی وی را تحت تاثیر قرار بدهد؛ جای بحث نیست که
در پس این شخصیت برجسته حضور مادر با حوصله و فهیم ایستاده است
و تربیت و رشد یک فرزند معلول شاهکار مادر است.
|
|